فضيلتهايى است كه انسان به واسطه خلق و خوى خويش كسب مىكند : « و ما له فى الآخرة من خلاق . . . « 61 »
روشن است كه مادّهء خلق در اصل خود براى تقدير و ابداع وضع شده ، و واژهء « خلق » از همين مادّه پديد آمده ، گويا كه خلقتى در صاحب خويش و سجيّهاى در اوست ؛ و از همين ماده نيز كلمهء « اختلاق » به كار رفته ، و آن در موردى است كه گويندهاى سخن دروغى را ساخته و پرداخته كند .
معنى « نصيب » براى كلمه خلاق ، از تقدير آمده و با خويهاى شايستهاى كه انسان كسب مىكند پيوند خود را حفظ كرده است . ما مشاهده مىكنيم كه در تفسير القاموس قيد « بهرهء فراوان از خير » و در تفسير المفردات قيد « آن فضايلى كه انسان بواسطهء خوى خود كسب مىكند » آمده ، در حالى كه در تفسير ابن عباس تنها واژهء « نصيب » ، به صورت مطلق و بدون هيچ گونه قيدى آمده است .
ما به تدبّر در بيان قرآنى مىپردازيم و مشاهده مىكنيم كه در قرآن كريم اين واژه به مفهوم « اندازهاى از فضيلت كه انسان از طريق دستاوردهاى خلقى به دست مىآورد » نزديكتر است ؛ و اين كه در دو آيهء بقره و آل عمران « خلاق » در مقام سخن از « آخرت » آمده و در آيهء توبه نيز با عبارت « اعمال آنان در دنيا و آخرت بىاثر شده » همراه گشته ، گواه اين حقيقت است .
امّا كلمهء « نصيب » ، كه « خلاق » بدان تفسير شده و خود نيز از كلمات قرآنى است ، به مفهوم يكى از سهمها يا يكى از بخشها در يك تقسيم روشن ، نزديكتر است و در بيان قرآنى به مادّياتى از زندگى دنيا مربوط مىشود و استعمال نصيب در آيات ذيل بدين مطلب صراحت دارد :
نساء / 7 :
« نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ »
« سهمى از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود باقى گذاشتهاند » ؛ نساء / 53 :
« نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ »
« سهمى از سلطنت » ؛ انعام / 136 :
« مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً »
« و سهمى از كشت و از چهارپايان » ؛ اعراف / 37 :
« نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ »
« سهم آنان از كتاب » ؛ قصص / 77 :
« وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا »
« سهم خود از دنيا را از ياد مبر » .
هامش
( 61 ) ر ك : المفردات .