[ اين كلمه در آيهء فلق / 1 آمده است :
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ »
. يعنى : بگو پناه مىبرم به پروردگار صبحگاه .
اين صيغه تنها يك بار در قرآن آمده ، و از همين مادّه صيغههاى ذيل نيز در آيات كتاب الهى ذكر شده است :
- فعل مطاوعه به صيغه ماضى در آيه شعراء / 63 :
« فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ »
« پس به موسى وحى فرستاديم كه عصاى خويش را بر دريا زن ؛ پس دريا شكافت » .
- اسم فاعل در آيات انعام / 95 و 96 :
« إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى »
« خداوند شكافنده دانه و هسته است » ؛
« فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً »
« شكافنده صبح ، و كسى است كه شب را مايه آرامش قرار داد » .
وجه نزديك بودن تفسير « فلق » به « صبح ، چون عظمت شب را بشكافد » آن است كه در اين شرح تفسير فعل « انفلق » ( شكافت ) آورده شده است . اصل « فلق » در زبان عربى « شكافت » ؛ « فلوق » به معنى شكافها ، « فالق » به معنى خرمايى كه شكوفه را شكافته و از آن بيرون آمده ، و همچنين ، به معنى زمينى صاف ميان دو تپه ، گويا كه شكافى ميان آن دو است ، و « فليّق » به معنى هلويى كه هستهء آن شكافته مىباشد آمده است .
البتّه در اختصاص دادن « فلق » ( شكافتن ) به شكافته شدن صبح از ميان ظلمت شب ، ميان مفسّران اختلاف نظر وجود دارد : گفته شده : مقصود شكفته شدن صبح است ؛ گفته شده :
مقصود پديدار شدن نهرهاست ؛ و گفته شده : مقصود كلمهاى است كه خداوند آن را به موسى تعليم داد و به واسطهء آن دريا شكافت . « 58 »
در حديث است كه پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - رؤيايى مىديد « فتأتى مثل فلق الصّبح » ( مثل فلق صبح همان رؤيا به وقوع مىپيوست ) . ابن اثير « فلق الصّبح » را به روشنايى و نور و نيز خود صبح تفسير كرده است . « 59 »
به عقيدهء من ، هر چند در مورد « فلق » دو احتمال شكفتن صبح و شكفته شدن دانه و هسته - چنان كه صريح دو آيهء انعام مىباشد - وجود دارد ، اما تعلّق آن به فعل « اعوذ » ( پناه مىبرم ) در سورهء فلق و عطف جملهء « و من شرّ غاسق إذا وقب » ( و از شرّ شب چون در آيد )
هامش
( 58 ) ر ك : المفردات .
( 59 ) ر ك : النهاية .