تفسير فلك به كشتى تفسيرى نزديك است و بلكه همين معنا از اين كلمه تبادر مىكند ، و بعلاوه ، اين نيز تفسير مزبور را تقويت مىنمايد كه در قرآن كريم در داستان نوح و طوفان از واژهء « سفينه » استفاده شده است ، آنجا كه مىگويد :
عنكبوت / 15 :
« فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ »
« ما او و كشتى نشستگان را نجات داديم و اين را آيتى براى جهانيان گردانديم » .
به رغم آن كه در آيات بيست و سه گانهء مشتمل بر واژهء فلك تأمّلى فراوان كردهام و به رغم آن كه در قرآن كريم تنها در سه مورد يعنى در آيهء عنكبوت و دو آيهء كهف / 71 و 79 در ماجراى موسى و خضر كلمهء سفينه به كار رفته است ، آنجا كه مىگويد :
« فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها . . .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً »
« پس روانه شدند تا چون بر كشتيى سوار شدند آن را سوراخ كرد . . . امّا آن كشتى از آن بينوايانى بود كه در دريا كار مىكردند و من خواستم آن را معيوب سازم و در تعقيب آنان پادشاهى بود كه هر كشتيى را غصب مىكرد » - به رغم اين تأمّل و به رغم توجّه به اين نكته - هنوز اين مطلب برايم صورت يك پرسش دارد كه : آيا در واژهء فلك مفهومى نهفته است كه آن را به فلك و آيات قدرت الهى در نظام عالم هستى پيوند مىدهد و واژهء سفينه صرفا بر يك وسيله نقليّهء آبى دلالت مىكند ؟ من چنين احساس دورى در اين باره دارم .
تفسير « مشحون » به « ممتلىء » ( پر ) نيز تفسيرى مقبول و نزديك است ، هر چند من در واژهء « شحن » نوعى دلالت بر پر كردن كشتى تا آخرين حدّ گنجايش آن احساس مىكنم ؛ چنان كه گاه ممكن است بگوييد : ملأت المكان » و مقصودتان آن باشد كه تا اندازهاى كه آن مكان به راحتى گنجايش داشته آن را پر كردهايد ، بىآن كه مقصودتان اين باشد كه به زور و با فشار آن را پر كردهايد . البته خداوند خود به حقيقت امور آگاه است . ]
57 - زنيم :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « زنيم » .
ابن عباس گفت : « ولد الزّنى » ( زنا زاده ) ، آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :