بگوييم : اين بيان مصداقى از يك عامّ است ؛ چه ، خشكسالى يك ضرر و گرفتارى است ، اما ضرر و گرفتارى مىتواند از خشكسالى و همچنين از غير آن ، از بيمارى ، درد و اندوه ، و بلا ، ناشى شده باشد .
امّا ما براى تفسير « بأساء » به خرّمى - چنان كه در الاتقان به نقل از ابن عباس آمده است - وجهى نمىدانيم ؛ چه ، اگر وى در اين تفسير به فتنه و آزمايش خرّمى و خوشى نظر داشته - چنان كه در آيات : « و شما را به خير و به شر بيازماييم و امتحان كنيم » و « ثروت و فرزندان شما مايه آزمايشند » مشاهده مىشود - اين چيزى است كه سياق آيات چهارگانه مشتمل بر اين كلمه آن را تأييد نمىكند ؛ چه اين كه اين واژه در دو آيهء انعام و اعراف در سياق سخن گفتن از مجازات كردن و زارى كردن ملتهاى پيشين ، و در دو آيهء بقره همراه با سخن از صبر و سخن از اين كه « بأساء » آنان را در ميان گرفت ، آمده است .
همچنين در كتب لغتى كه در اختيار دارم ، چيزى نمىيابم كه به صورت دور يا نزديك ، و حقيقى يا مجازى به مفهوم « خرّمى » اشاره داشته باشد ، بلكه اين كلمه [ بأساء ] در همهء استعمالها ، بر محور سختى ، عذاب ، گرفتارى ، و اندوه دور مىزند ؛ و از همين مادّه است كلماتى چون « بؤس » ( تيره روزى ) ، « بأس » ( جنگ ) ، « بؤسى » ( بيچارگى ) ، و « ابتئاس » ( نوميد و غمگين شدن ) . در اساس البلاغه است كه « وقع فى البؤس و البأساء ، و فى امر بئيس : يعنى در سختى افتاد ؛ و ابتأس بذلك ، از كآبه ( دلسردى و دل افسردگى ) ، در موردى كه شخص دل افسرده و متزلزل شود :
« فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
- « از آنچه مىكردند دل افسرده مشو » ( يوسف / 69 و نيز هود / 36 . . . كانوا يفعلون ) .
در بيت زيد بن عمرو نيز مفهوم « خصب » براى كلمه « بأساء » متعيّن نيست تا بتواند شاهدى بر تفسير مورد نظر قرار گيرد ، بلكه در مورد آن اين احتمال نيز وجود دارد كه « بأساء » با ضرر و ناخوشايندى همراه باشد . در ادامه نيز كلمه « و النّعم » آمده و اين كلمه به مفهومى نظر دارد كه نقيض « ضرّ » و « بأساء » است . ابو هلال عسكرى ميان بأساء و ضرّاء چنين تفاوت مىگذارد :
« ضرّاء » ضرر ظاهر است و فرق ميان اين دو آن كه ، بأساء ، ضرّاء همراه با ترس است ، و اصل اين كلمه « بأس » و به معنى ترس مىباشد . گفته مىشود « لا بأس عليك » يعنى : بيمى بر تو نيست . جنگ نيز « بأس » ناميده شده ، و علّتش ترسى است كه در آن وجود دارد . « 51 »
هامش
( 51 ) ابو هلال عسكرى ، الفروق اللغوية ، ص 163 .