تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
به صيغهء فعل ماضى به كار رفته ، در حالى كه فعل « وجد » به فراوانى و در صيغه‌هاى ماضى ، مضارع ، معلوم و مجهول آمده است . نكتهء ديگر آن كه در آيات قرآن كريم ، فعل « الفى » به حقيقت خود كه دلالت بر زمان ماضى است باقى مانده ، در حالى كه گاه افعال ماضى مشتق از مادّهء « وجد » به صورت صريح و با حروف « سين » و « لن » به زمان حال و يا استقبال ، و گاه نيز مآلا و در مقام سخن گفتن از آخرت ، به اين زمان نقل مىيابد ، چنان كه در دو آيهء ذيل مشاهده مىشود : اعراف / 44 :
« وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ »
« بهشتيان دوزخيان را بانگ مىزنند كه ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود حق يافتيم ، پس آيا شما نيز آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده حق يافتيد ؟ گفتند : آرى » ؛ كهف / 49 :
« وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
« آنچه را انجام دادند حاضر يافتند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمىكند » . آخرين نكته ، آن كه در زبان عربى مادّهء « وجد » تصرفات مختلفى را پذيرفته و كلماتى چون : « وجد » ، « وجود » ، « وجدان » ، « موجدة » و « و جاده » - در اصطلاح علم مصطلح الحديث - پديد آمده و همچنين فعل « وجد » در صيغه‌هاى مختلف مجرّد و مزيد و مشتقّات آنها صرف شده است . امّا در مقابل ، در فعل « الفى » كه تقريبا تنها به معنى « وجد » مىآيد چنين تصرّفى را مشاهده نمىكنيم و اين فعل تنها به همين صورت ثلاثى مزيد چهار حرفى از باب افعال آمده و در كنار آن ، كلمه « لفاء » بر وزن سحاب و به معنى خاك و يا هر چيز بىمقدار و حقير ، نيز آمده است . ناگزير مىبايست اين تفاوت استعمالها ميان « الفى » و « وجد » ، در قرآن كريم و همچنين در لغت ، در بر دارندهء ويژگى و تفاوت مفهومى خاصّى باشد كه من بدان راه نيافته‌ام ؛ و شايد نيز اين دو كلمه به دو زبان يا دو لهجهء متفاوت بر مىگردد ، هر چند در اين باره نصّى نديده‌ام . به هر حال ، خداوند به حقيقت امر آگاه است . ]

51 - جنف :

نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « جنفا » .