47 - أدنى ألّا تعولوا :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « أدنى ألّا تعولوا » .
ابن عباس گفت : « أجدر ألا تميلوا » ( شايستهتر است كه كج نرويد ) . وى از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ؟ او پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى كه شاعر « 43 » مىگويد :
إنّا اتبعنا رسول اللّه و اطّرحوا * قول النّبى و عالوا فى الموازين
« 44 » يعنى : ما از رسول خدا پيروى كرديم و آنان سخن او را رها كردند و در معيارها راه كژى پيمودند .
[ اين كلمه در آيهء نساء / 3 آمده است :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا »
. يعنى : اگر از آن بترسيد كه ميان يتيمان عدالت نورزيد آنچه از زنان خوش داريد به نكاح خود در آوريد ، و دو دو ، سه سه ، و چهار چهار ، و اگر ترسيديد ، يكى يا آنچه به ملك يمين در اختيار داريد . اين نزديكتر است بدان كه ستم نورزيد .
در قرآن كريم ، مادّهء « دنوّ » در قالب فعل ماضى و مضارع و اسم فاعل مؤنث و مذكر آمده ، و معنى شايستگى و مناسب بودن در اين كلمه نيز از دلالت « دنو » بر « قرب » ناشى مىشود . واژههاى سه گانهء « ادنى » ، « اجدر » و « اقرب » از واژههاى قرآنى و در معنا به يكديگر نزديكند ، هر چند اختلاف و تفاوت لفظ آنها به اختلاف و تفاوت آنها در معنا اشعار دارد ؛ و احتمالا اصل در « اقرب » آن است كه در مقابل « ابعد » مىآيد ، اصل در « ادنى » آن كه در مقابل « انأى » مىآيد ، و « اجدر » نيز تنها به معنى « اولى » است . اما صيغهء « تعولوا » تنها يك بار در قرآن به كار رفته ، و البته ، از همين ماده اسم فاعل و مصدر در آيات ذيل آمده است :
اسم فاعل در آيه ضحى / 8 :
« وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى »
« و تو را تهيدست و نيازمند يافت و بىنيازت كرد » ؛ مصدر در آيه توبه / 28 :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ »
« و اگر از فقر و تهيدستى بيم برديد ، خداوند به زودى به فضل خويش شما را بىنياز خواهد ساخت » .
دو مادّهء واوى « ع و ل » و يائى « ع ى ل » به سبب اشتراكى كه در ابدال و اعلال حرف
هامش
( 43 ) عبد الله بن حارث بن قيس صحابى - ر ك : السيرة النبوية ، ج 2 ، ص 149 .
( 44 ) در چاپ الاتقان « و مالوا فى الموازين » آمده ، و در چنين صورتى بيت مزبور شاهدى براى تفسير نخواهد بود . تصحيحى كه در اينجا آورده شده ، از السيرة النبوية و اساس البلاغة ، ماده « عول » است .