« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ »
« از پى آنچه بدان آگاه نيستى مرو » .
آياتى كه گذشت تمامى موارد كاربرد اين مادّه را در قرآن در بردارد .
آنچه در تفسير اين كلمه از ابن عباس نقل شده تفسيرى تقريبى است . اما راغب در المفردات اين تفسير را به رفتن پشت سر ديگرى « اتباع من خلف » مقيّد ساخته و بدين ترتيب اين واژه را به مأخذ اصلى خود كه كلمه « قفا » ( پشت گردن ) مىباشد بر گردانده است ، چنان كه « ارداف » به « ردف » ، « تعقيب » به « عقب » ، و « تذييل » به « ذيل » بر مىگردد .
تعلّق « على آثارهم » به « قفّينا » معنى تأييد و پيروى از راه پيامبران گذشته را افاده مىكند ، از اين نظر كه پيامبرى از جانب خداوند مىآيد و به عنوان گام نهادن بر جاى گامهاى پيامبران پيش از خود آنان را تصديق و تأييد مىكند . در زبان عربى هنگامى كه « قفوت اثره » گفته مىشود مقصود آن است كه دقيقا گام در جاى گامهاى كسى ديگر نهادهاى و يك قدم از آن فاصله نگرفتهاى .
در سياق آيه ، عبارت « على آثارهم » نياز به آوردن قيدى براى خارج كردن مواردى را از بين برده است كه در آنها ، كلمه « تقفيه » مفهوم تعقيب ، مانع راه شدن و پشت كردن دارد ، چنان كه اين واژه بدين معنا در حديث به كار رفته است كه مىگويد : فلمّا قفّى قال . . . » ، يعنى « چون پشت كرد و رفت گفت . . . » . ابن اثير در شرح اين حديث مىگويد : گويا اين فعل از « قفا » اخذ شده ، يعنى آن كه پشت و پشت گردن خود را بدين جانب كرد .
از همين قبيل است حديثى كه مىگويد : « الا اخبركم باشدّ حرا منه يوم القيامة ؟ هذينك الرجلين المقفّيين » يعنى [ آيا شما را از آن كس كه در قيامت در حرارت دوزخى سختتر از اين است خبر دهم ؟ ] همين دو مرد كه اينك پشت كردهاند . « 36 »
از سياق سه آيهاى كه اين كلمه در آنها به كار رفته است بروشنى پيداست كه مقصود از « تقفيه » و رفتن از پى پيامبران ، پيروى تصديق و تأييد مىباشد .
اين كه براى تفسير تقفيه به اتباع شعر عدى بن زيد « قفّت عيرهم من عيرنا » گواه آورده شده ، گرفتار اين اشكال است كه در اين بيت فعل « قفّت » به واسطه حرف « من » متعدى شده ، و به همين سبب معنى پشت كردن و روى بر تافتن از كسانى كه آمادهء رفتن شده بودند را مىرساند ، در حالى كه در آيهء اين فعل به حرف « على » متعدّى شده و معنى پيروى از شيوه و گام نهادن بر جاى گام پيامبران پيشين را مىرساند . ]
هامش
( 36 ) ر ك : النهاية .