44 - نهر :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « فى جنّات و نهر » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « النّهر ، السّعة » ( نهر به معنى وسعت است ) ، و آنگاه به شعر قيس بن خطيم « 38 » استشهاد كرد كه مىگويد :
ملكت بها كفّى فأنهرت فتقها * يرى قائم من دونها ما وراءها
يعنى : دست در آن نهادم و شكافى كه داشت باز كردم چنان كه هر ايستادهاى از اين سوى پشت آن را مىبيند .
[ اين كلمه در آيهء قمر / 54 آمده است :
« إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ * فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
. يعنى : پرهيزگاران در بهشت و گشايشند ، در جايگاه صدق و نزد پادشاهى توانمند .
در قرآن كريم ، واژهء « نهر » به صورت مفرد دو بار در آيههاى بقره / 249 و كهف / 33 آمده ، اما واژهء « أنهار » ، جمع اين كلمه ، پنجاه و يك بار تكرار شده است .
چنان كه راغب در المفردات مىگويد در تفسير « نهر » به وسعت و گشايش در سورهء قمر نوعى تشبيه به نهر آب نيز منظور شده ، و به همين معناست كه گفته مىشود : « أنهر الماء » يعنى آب جارى شد ، و « أنهرت الماء » ، آب را جارى ساختم .
واژهء نهر همراه با اين دلالت مجازى بر وسعت و گشايش در بر دارندهء ويژگى معنايى ديگرى نيز مىباشد كه همان خير و نعمت است . در زبان عربى ، « نهر » تنها از آبى گوارا و زلال حكايت دارد ، اما قرآن كريم در عباراتى چون « بهشتى كه از زير آن نهرها جارى است » مفهوم بركت و خير را نيز بدين واژه مىدهد و اين مسئله در استعمالات قرآنى اين واژه غلبه دارد .
زمانى هم كه قرآن كريم از « نهرهايى » در اين دنيا سخن به ميان مىآورد :
- يا عنوان منّت خداوند بر بندگان خويش به وسيلهء نعمتهايى كه بدانان ارزانى داشته است دارد :
ابراهيم / 32 : « و كشتيها را برايتان مسخّر داشت تا به فرمان او در دريا به حركت در آيد
هامش
( 38 ) در الاتقان ، نام لبيد بن ربيعه آمده و اين در حالى است كه در ديوان او ، چاپ كويت ، 1962 م نه تنها چنين بيتى وجود ندارد ، بلكه حتى شعرى بدين قافيه نيز نيامده است .
اين بيت در ديوان قيس بن خطيم ( چاپ دار العروبه ، 1962 م ) . در قصيدهء نخستين اوست كه با اين بيت آغاز مىشود :تذكر ليلى حسنها و صفائها * و بانت فأمسى ما ينال لقائهادر حاشيهء اين بيت تفسير آن ، به روايات مختلفش ، به تحقيق دكتر ناصر الدّين اسد آمده است .