حجر / 18 :
« إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ »
؛ صافات / 10 :
« إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ »
؛ جن / 8 و 9 :
« وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً * وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً »
.
به ترتيب يعنى :
- مگر آن كه دزدانه گوش مىداد و شهابى روشن تعقيبش كرد .
- مگر آن شيطان كه ناگهان چيزى در ربود و شهابى روشن او را تعقيب كرد .
- و ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم * و ما در جايهايى كه مىتوان گوش داد مىنشستيم . اما اكنون هر كه گوش نشيند شهابى را در كمين خويش خواهد ديد .
سياق اين آيات كه دربارهء جن مىباشد با سياق آيهء نمل كه در آن در مقام سخن از آتشى كه موسى بديد و دلش بدان آرام شد از « شهاب قبس » ياد شده متفاوت است .
واژهء « قبس » نيز ، بتنهايى براى يك بار ديگر در سياقى همانند سياق آيهء نمل ، در آيه طه / 10 آمده است :
« وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى * إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً »
« آيا ماجراى موسى به تو رسيده است ، آنگاه كه آتشى ديد پس به خانوادهاش گفت : من آتشى احساس كردم ، شايد شعلهاى از آن برايتان بياورم يا در كنار آتش راهنمايانى بيابم » .
علاوه بر اين دو آيه ، در آيهء حديد / 13 نيز فعل مضارع از باب « اقتباس » آمده است :
« انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ »
« ما را بنگريد تا از نورتان پرتوى برگيريم » .
تفسير « شهاب » به شعله تفسيرى تقريبى است و در كنار آن ، مفهوم تابندگى و برافروختگى منظور مىشود . در زبان عربى « شهب » به معنى مرواريدها و « شهب » به معنى كوهى كه فراز آن را برف پوشانده باشد آمده است . راغب در المفردات شهاب را به شعلهاى تابنده از آتشى كه برافروخته است و نيز به شعلهاى كه در آسمان پديد مىآيد تفسير كرده است .
امّا تفسير « قبس » به شعلهاى كه از آتش بر گرفته مىشود ، تفسير تقريبى است كه مدلول لغوى اين مادّه آن را مىپذيرد و با آنچه در فرهنگها در اين باره آمده سازگارى و هماهنگى دارد . در القاموس آمده است : « قبس » شعله آتشى است كه از يك آتش بزرگتر بر گرفته مىشود ، همانند « مقباس » .