مقصود از خلاط آن است كه شخص شترهاى خود را با شترهاى ديگران و يا شترها و گوسفندان خود را با همديگر در آميزد ، تا حق الهى را در اين مورد پرداخت نكند و يا مقدارى از حق مستحق زكات را در ربايد و كمتر از آنچه مىبايست به او دهد .
وى دربارهء حديث شفعه « الشريك اولى من الخليط و الخليط اولى من الجار » ( شريك از خليط و خليط از همسايه سزاوارتر است ) مىگويد :
شريك كسى است كه با ديگرى در همهء ملك و به صورت مشاع مشاركت دارد و خليط كسى است كه تنها در حقوق مربوط به ملك ، از قبيل جوى آب و راه مشاركت دارد . « 34 »
شايد اين همه توانسته باشد اين حقيقت را روشن سازد كه در آنچه با يكديگر « خلط » شده ، عناصر از يكديگر متمايز است و در همين نكته ، اين ماده از مادّهء « مزج » و « نشوب » جدا مىشود و در مدلول مادّه اخير هيچ عنصرى از عنصر ديگر تمايز و جدايى ندارد . ]
36 - قطّ :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« عَجِّلْ لَنا قِطَّنا »
.
ابن عباس در پاسخ گفت : « القطّ ، الجزاء » ( قطّ به معنى پاداش است ) . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، گفت : آرى ، آيا شعر اعشى را نشنيدهاى كه مىگويد :
و لا الملك النعمان يوم لقيته * بأمّته يعطى القطوط و يطلق
« 35 » يعنى : و نه پادشاه نعمان ، آن روز كه ديدارش كردم ، به گشاده دستى خويش پاداش مىدهد و آزاد مىكند .
[ اين كلمه در آيهء ص / 16 آمده است :
هامش
( 34 ) ر ك : النهاية .
( 35 ) اين روايت الاتقان است . اما ابو حيان در البحر المحيط ، ج 7 ، ص 387 مصراع دوم را به اين صورت روايت كرده : « بغبطته يعطى القطوط و يأفق » ، و پس از آن گفته است : « بأمته » نيز روايت مىشود و « بأمته » به معنى « بنعمته » و « يأفق » نيز به معنى « يصلح » مىباشد .