« إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ * وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ * وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ »
. يعنى : از اينان هيچكس نبود مگر آن كه پيامبران را تكذيب كرد پس مجازات بر آنان محقق گشت . اينان جز بانگى سهمناك انتظارى ندارند كه پس از آن بازگشتى نيست . گفتند : پروردگارا قبل از آن كه روز حساب فرا رسد سزاى ما را پيش فرست .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
تفسير « قطّ » به « جزاء » تفسيرى تقريبى است و در كنار آن از اين حقيقت نبايد غفلت داشت كه كلمهء « جزاء » نيز او واژههاى قرآنى است و از اين ماده صيغههاى ذيل در قرآن آمده است :
- فعل ماضى ثلاثى مجرد ، چهار بار ؛ - فعل مضارع معلوم ، چهل و شش بار ؛ - فعل مضارع مجهول ، بيست و سه بار ؛ - اسم فاعل ، يك بار در آيهء لقمان / 33
« وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً »
؛ - فعل مضارع از مصدر مزيد « مجازاة » ، در آيهء سباء / 17
« وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ »
؛ - « جزاء » به صورت معرفه و نكره ، چهل و دو مورد .
آياتى كه در آنها مادّهء « جزاء » آمده ، عموما در مقام بحث از پاداش و كيفر ، و غالبا در مورد پاداش آخرت است .
اين در حالى است كه واژه « قط » تنها در آيه ص / 16 كه موضوع مسئله مىباشد آمده است . زمخشرى در كشاف ( ج 3 ، ص 319 ) آيهء حج / 47
« وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ »
را كه مىگويد كافران از روى ريشخند از پيامبر مىخواستند در عذاب آنها تعجيل كند ، نظير و مقابل اين آيه دانسته است .
به عقيدهء من ، ويژگى معنايى تضرّع و زارى كردن به درگاه خداوند ، به اين مقام كه مقام سخن گفتن از خروش قيامت مىباشد سزاوارتر ، و همين امر نيز مقتضاى بيم مردمان از حسابى است كه انتظار آنان را مىكشند و جايى براى دروغ شمردن آن و يا به مسخره و استهزا گرفتن آن وجود ندارد .
زمخشرى واژهء « قطّنا » را در آيه ، به « قسط » ، « نصيب » و « نامهء اعمال » تفسير كرده و اين تفسير را به معنى اصلى « قطع » در مادّهء قط پيوند داده است ؛ چه ، گفته مىشود « قسط من الشى » ، بدان خاطر كه چيزى قطعه و بخشى از چيز ديگر است ؛ ما خود از « قطّه » كه در