تفاوت ميان « مثل » و « ندّ » آن است كه « ندّ » ، همانند مخالف يك شىء است ، مأخوذ از اين گفته كه « نادّ فلان فلانا » در اين مورد كه كسى با كسى ديگر دشمنى ورزد و از او دورى گزيند ، و به همين خاطر است كه ضدّ ، « ندّ » ناميده مىشود .
صاحب كتاب العين مىگويد : « ندّ » ، چيزى است همانند چيزى ديگر كه در آثار و اعمال آن با آن ضديّت و مخالفت دارد ، و « ندود » ، « شرود » ( جدا شدن و فاصله گرفتن ) ، و « تناد » « تنافر » ( ناسازگارى و گريز از همديگر ) است .
بنابراين مشاهده مىشود كه لغويان نيز در برخورد با واژهء « انداد » ويژگى معنايى اصيل اين مادّه را كه عبارت از مخالفت متقابل و تنافر و تضاد است خاطر نشان ساختهاند ، و آنچه ما در اين ميان ، به عنوان برداشتى از استقراء در استعمالات اين كلمه در قرآن بدين حقيقت مىافزاييم اين است :
گويا بيان قرآنى ، با انتخاب كلمه « انداد » و ترجيح آن بر هر واژهء ديگر در چنين مقامى ، نخواسته است صفت همانندى يا مشابهت با خداوند سبحان را بدان چيزهايى بدهد كه مشركان آنها را شريك خداوند مىدانستند ، و البته خداوند خود به حقيقت امور آگاه است . ]
35 - شوب :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ »
.
ابن عباس در پاسخ گفت : « الخلط بماء الحميم و الغسّاق » ( در آميختن آب حميم و غسّاق ) ، و آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد :
تلك المكارم لا قعبان من لبن * شيبا بماء فعادا بعد أبوالا
يعنى : اين است بزرگوارى و سخاوت ، نه دو قدح شير آميخته به آب كه از فزونى آب ، ادرار است و نه شير .
[ اين كلمه در آيهء صافات / 67 ، دربارهء درخت زقوم ، آمده است :
« إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ * ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ »
. يعنى : اين درختى است كه در اعماق جهنم مىرويد ميوهاش همانند سرهاى شياطين است دوزخيان از آن آب مىخورند و شكم انباشته مىسازند و بر روى آن آميزهاى از آب سوزان مىنوشند .