تفسير « لازب » به چسبنده تفسيرى نزديك به حقيقت معناى اين واژه است . راغب در المفردات اين كلمه را به آنچه كاملا ثابت و پا برجاست تفسير كرده ، و در فرهنگها نيز در مادّهء « لزوب » ، معانيى چون « لصوق » ، « ثبوت » ، « وجوب » و « لزوم » ذكر شده است .
به هر حال ، در آيهء مورد بحث ، معنى لصوق ، براى اين مادّه نزديكتر به حقيقت ، و در بيت نابغه معنى لزوم و وجوب « در ضربة لازب » مقبولتر و با اين تعبير سازگارتر است . راغب نيز به همين نظر گرويده ، در المفردات گويد : از واجب به « لازب » تعبير مىشود و گفته مىشود :
« ضربة لازب » .
نصر هورينى در حاشيهء القاموس توضيح بيشترى براى اين كلمه آورده است :
اعراب مىگويند : « ليس هذا بضربة لازب » و « لازم » ؛ و به سبب تقارب مخرج دو حرف « باء » و « ميم » حرف نخست را به حرف دوم تبديل مىكنند . ابوبكر مىگويد :
معنى اين سخن كه مىگويند : « ما هذا بضربة لازب » آن است كه اين واجب و لازم نيست ؛ و اين سخن از امثال عرب مىباشد و آن را به ميم [ لازم به جاى لازب ] نيز گفتهاند ، و البته تعبير نخست فصيحتر است . نابغه گويد :
و لا يحسبون الشرّ ضربة لازب و « لازم » ؛ كه اين لغت ديگرى است . كثيّر در شعر خود همين مثل را با ابدال « ب » به جاى « م » آورده است و مىگويد :
فما ورق الدنيا بباق لأهله * و لا شدّة البلوى ضربة لازب
يعنى : خوشى دنيا براى صاحبانش ماندنى نيست و سختى و گرفتارى نيز محنتى نيست كه هرگز جدا نشود . » ]
34 - أنداد :
نافع بن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « أندادا » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « الأشباه و الأمثال » ( همانندها و همگونها ) ، و آنگاه به شعرى از لبيد بن ربيعه استشهاد كرد كه مىگويد :
احمد اللّه فلا ندّله * بيديه الخير ما شاء فعل
يعنى : خداى را ستايش مىكنم كه او را همانندى نيست ، خير به دست اوست و آنچه خواسته كرده است .