تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شعراء / 129 :
« وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ »
« و كوشكهايى براى خود بنا مىكنيد بدان اميد كه حيات جاويدان يابيد » ؛ همزه / 3 :
« يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ »
« گمان دارد كه ثروتش او را جاودانگى مىدهد » ؛ انبياء / 34 :
« وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ »
« ما براى هيچ انسانى پيش از تو جاودانگى قرار نداده‌ايم ، پس آيا اگر تو مردى آنان جاودانه‌اند ؟ » . ما هيچ نمىتوانيم خود را از توجّه به اين نكته ، در مسير متميّز ساختن مفهوم قرآنى اسلامى واژهء خلود از مفهوم لغوى مذكور در فرهنگها براى آن ، يعنى بقاء و دوام بىنياز بدانيم . همچنين نيازمند مورد توجه قرار دادن نكتهء دقيقى هستيم كه راغب اصفهانى آن را در مفهوم و مدلول اين خلود مورد توجّه قرار داده و آن اين كه مىبايست آنچه « خالد » خوانده شده از همهء مظاهر تباهى و فساد و فناپذيرى پيراسته باشد . با لحاظ اين قيد چيزهايى از شمول واژهء خالد بيرون مىرود كه هم بقا براى آن محتمل است و هم به طور كامل از اين مظاهر و اعراض رها نيست ، بلكه برخى از اين مظاهر و اعراض در آن وجود دارد . ]

31 - جفان كالجواب :

نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ »
. ابن عباس در پاسخ گفت : « كالحياض الواسعه » ( به سان حوضهايى بزرگ ) ، و گواه آن نيز شعر طرفة بن عبد است :
كالجوابى لا تنى مترعة * لقرى الاضياف او للمحتضر
« 29 » يعنى : همانند حوضهايى بزرگ است كه پيوسته براى پذيرايى ميهمانانى كه وارد مىشوند يا حاضرانى كه مسافر نيستند پر و سرشار است . [ اين كلمه در آيهء سبأ / 13 ، درباره جنّيانى كه مسخّر سليمان بودند ، آمده است :
« يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
. يعنى : براى وى هر چه مىخواست از بناهاى بلند و
هامش
( 29 ) در نسخه چاپى الاتقان « بقرى الاضياف » آمده ، و تصحيحى كه در اينجا آورده‌ايم از العقد الثمين ، ص 62 است . در البحر المحيط عبارت « او للمحتظر » و در معجم غريب القرآن ، به نقل از مختارات ابن شجرى عبارت « بقرى الاضياف يوما تحتضر » آمده است .