معنى « حمل و برداشتن » است و هرگاه چيزى را گرد آوريد و برداريد صدق مىكند كه بگوييم « وسقته » . از همين مادهء وسق است كه مصدر « اتّساق » براى دلالت بر استوارى و سازمان يافتگى ، با حفظ ويژگى ترتيب و نظام مشخّص در مجموعه كه گرد هم آمده ، به كار رفته است . ]
30 - خالدون :
نافع از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد :
« وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
.
ابن عباس گفت : « باقون لا يخرجون منها أبدا » ( ماندگارند و هرگز از آنجا بيرون نروند ) ؛ و آنگاه به شعر عدى بن زيد استشهاد كرد :
فهل من خالد امّا هلكنا * و هل بالموت يا للنّاس من عار
« 28 » يعنى : آيا ، اگر كه ما مىميريم ، كسى ماندنى است ؟ اى مردم ! آيا در مرگ ننگى است ؟
[ اين كلمه در آيهء بقره / 25 آمده است :
« وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
. يعنى : كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند مژده ده كه براى آنان بهشتهايى است كه در زير آنها نهرهايى جريان دارد ، هرگاه از ميوهء اين بهشتها بدانان داده شود گويند : اين همان چيزى است كه پيش از اين نيز به ما داده شده است ؛ و همانند آن نيز داده شوند و در آنجا براى آنان همسرانى پاك است و در آنجا جاويدانند .
تفسير ابن عباس از اين كلمه ، از قبيل شرح مىباشد ، و در زبان عربى كلمه « خلود » نقيض « فناء » است . استقراى مجموع مواردى كه اين مادّه به صيغههاى متفاوت در قرآن كريم آمده - و تعداد آنها هشتاد و هفت مورد است - نكتهء مهمّ ديگرى را به مدلول لغوى اين مادّه مىافزايد و آن اين كه در قرآن كريم واژهء « خلود » در بر دارنده ويژگى معنايى خاصى است ؛ در قرآن خلود ، تنها در سراى آخرت مطرح است ؛ يا در بهشت جاويدان و يا در عذاب پايدار .
زمانى هم كه دربارهء زندگى دنيوى سخن از خلود به ميان مىآيد ، يا صورت توهّم دارد و يا مورد نفى و انكار قرآن قرار گرفته است ، همانند آنچه در آيات ذيل مشاهده مىشود :
هامش
( 28 ) در كتاب شعراء الجاهليّة ، عبارت « يا للناس عار » آمده است .