تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
كأنّ الرّيش و الفوقىّ منه * خلال النّصل خالطه مشيج
يعنى : گويى پر و دو شاخهء فوقانى آن خلال و پرّهء پيكان است كه تركيب خون آن را به هم آميخته است . [ اين كلمه در آيهء انسان / 2 آمده است :
« إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً »
. يعنى : ما انسان را از نطفه‌اى آميخته كه بيازماييمش بيافريديم ، پس او را شنوا و بينا ساختيم . اين واژه ، به مادّه و صيغه ، تنها يك بار در قرآن آمده است : تفسير « امشاج » بدانچه از ابن عباس نقل كرديم ، از قبيل شرح و توضيح است . اصل معنى « مشج » خلط و آميختن است كه در طى آن اجزاى شىء مخلوط شده ، با يكديگر در مىپيوندد . راغب در مورد امشاج مىگويد : « اخلاطى » از خون است . ابو حيان در تفسير اين كلمه به ذكر كلمه اخلاط بسنده كرده ، و در حاشيه البحر المحيط ، ج 8 ، ص 392 ، در مادّهء « نهر » تفسير ابن عباس ، همان گونه كه در الاتقان آمده ، نقل شده است . ابن اثير مىگويد : مشيج ، يعنى مختلط ، و جمع آن امشاج است . از استعمال همين واژه است سخن على - رضي اللّه عنه - : « و محط الأمشاج من مسارب الأصلاب » كه مراد وى [ از امشاج ] منيى است كه از آن جنين پديد مىآيد . « 23 » در تفسير واژهء امشاج اقوالى كه ارائه شده نزديك به همند و همه به معنى « اختلاط » بر مىگردند . ]
هامش
زمخشرى در اساس البلاغه آن را از ابو ذؤيب دانسته ، چنين روايت مىكند :كأن النصل و الفوقين منه * خلاف الريش سيط به مشيجدر البحر المحيط ج 8 ، ص 392 نيز اين بيت به همين نحو ، متعلق به هذلى روايت شده است . در ديوان الهذليين ج 3 ، ص 103 اين بيت از عمر بن داخل و در رغبة الآمل ج 7 ، ص 9 از آن زهير بن حرام هذلى دانسته شده و بدين ترتيب روايت گرديده است :كأن الريش و الفوقين منه * خلاف النصل سيط به مشيجدر حاشيه ديوان الهذليين به نقل از شرح سكرى چنين آمده است : « اصمعى گفت : اين قصيده از آن مردى از هذيل است كه به او داخل گفته مىشد و نامش زهير بن حرام بود » - تأمل كنيد ! ( 23 ) ر ك : النهاية فى غريب الاثر .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 353 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري