خداوند هر كه را بخواهد به يارى خويش تأييد مىكند . براستى در اين ماجرا عبرتى است براى خردمندان .
صيغهء « يؤيّد » فعل مضارع تنها يك بار در قرآن كريم به كار رفته ، اما از همين مادّه ، فعل ماضى نيز هشت بار ، و كلمه « ايد » نيز در دو آيهء ذيل آمده است :
ص / 17 :
« وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
« بندهء ما داوود را به ياد آر كه برخوردار از تأييد و بسيار اهل توبه و انابه بود » ؛ ذاريات / 47 :
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ »
« و آسمان را با قدرت و قوت بنا كرديم و ما توانمنديم » .
نكتهاى كه از استقرا در آيات مشتمل بر كلماتى از ماده ( ايد ) به دست مىآيد آن است كه در سرتاسر قرآن هر جا از تأييد سخن به ميان آمده ، اين تأييد از جانب خداست . اين مسئله در سرتاسر قرآن و در همهء موارد نه گانهاى كه در آنها فعل تأييد ، به صورت مثبت ، آمده و به خداوند اسناد داده شده است كليّت دارد .
تفسير « تأييد » به تقويت تفسيرى نزديك به حقيقت مفهوم اين واژه است و البته ، در كنار آن ، اين نكته را نيز مورد غفلت قرار نمىدهيم كه در اين واژه مدلولى اسلامى نيز نهفته است و آن اين كه در قرآن كريم تأييد تنها از جانب خداوند دانسته شده و اختصاصا براى حزب مؤمن و متّقى و مجاهد اوست . « ايد » نيز در دو آيه قرآنى مشتمل بر اين كلمه از آن خداوند سبحان ، و همچنين از آن بنده او داوود ، به عنوان فضل و نعمتى گران از جانب خداوند ، ذكر شده است .
امّا در مقابل ، واژهء « قوة » در قرآن كريم به معانى ذيل مىآيد :
- گاه به معنى قدرت و سلطه و جبروت ، همانند آنچه در آيات ذيل آمده است :
نمل / 33 ، دربارهء سردمداران قوم سبا :
« قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ »
« گفتند ما صاحبان قدرت و داراى سلطهاى سخت هستيم » ؛ محمد / 3 :
« وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ »
« چه بسيار آباديهايى قدرتمندتر از آباديى كه تو را بيرون راند ، آنها را به هلاكت گرفتار ساختيم و ياورشان نبود » .
به اضافهء آيات : قصص / 78 ، روم / 9 ، غافر / 21 و 82 ، و فصلت / 15 .
- گاه مخلوقى از مخلوقات خداوند به « قوّت » متّصف مىشود ، از قبيل آنچه در دو آيهء قصص / 78 و روم / 54 وجود دارد .