تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
اين نكته غافل نمىمانيم كه اين كلمه همچنان پيوند خويش را با مدلول اصليش حفظ مىكند ، از اين نظر كه در زبان عربى كلمه « نحاس » براى شعله‌اى برافروخته و پرفروغ ، از باب تشبيه آن به رنگ مس ، به كار رفته است . همچنين در اين زبان پاره‌ها و اخگرهايى كه از آتش گداختهء مس زرد به بيرون پرتاب شده ، نحاس ناميده مىشود ؛ واژهء « نحس » به معنى شوم نيز با نظر به همين ويژگى معنايى ، شومى زبانه و اخگر آتش استعمال شده ، و به همين لحاظ است كه گفته مىشود « فلان كريم النحاس » ( فلانى اصالتا بزرگوار است ) ، با نظر به جوهر و « فلزّ » وجود او . راغب نيز اين كلمه را همانند ابن عباس تفسير كرده و سپس در شرح و توضيح آن چنين افزوده است : اين از باب تشبيه به مس از لحاظ رنگ است . نحس ، در مقابل سعد . . . و اصل نحس آن است كه افق سر تا سر به رنگ سرخ در آيد و همانند مس شود ، يعنى آتشى بدون دود و سياهى ؛ و همين نيز مثلى براى شومى و نحوست شده است . « 21 » از اين نكتهء ديگر نيز غافل نمىمانيم كه در قرآن كريم در هر سه كاربرد اين مادّه ، در صيغه‌هاى « نحاس » يا « نحس » و « نحسات » تنها در مورد عذاب و شومى به كار رفته ، و شايد سياق آيهء موضوع مسئلهء ابن عباس را از ذكر اين قيد در تفسير كلمه بىنياز ساخته است كه « آتش بدون دود » گاه نيز ممكن است به منظور گرم كردن خود يا مكانى و يا پختن چيزى مورد استفاده قرار گيرد و اين مقصود آيه نيست . ]

25 - أمشاج :

ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « أمشاج » . ابن عباس در پاسخ گفت : « در آميختن آب مرد به آب زن چون در درون رحم جاى گيرد » . چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ، پاسخ داد : آرى ، آيا شعر ابو ذؤيب « 22 » را نشنيده‌اى كه مىگويد :
هامش
( 21 ) ر ك : المفردات . ( 22 ) در نسخهء چاپى الاتقان چنين آمده ، اما اين بيت مورد اختلاف است :