- و بالاخره ، گاه نيز « قوّت » از آن بندگان خداست ، همانند آنچه در دو آيهء هود / 80 و كهف / 95 مشاهده مىشود .
اين در حالى است كه چنين چيزى در مورد « تأييد » مشاهده نمىشود و در كتاب محكم الهى ، پيوسته تأييد به خداوند سبحان اسناد داده مىشود و براى بندگان برگزيده خداست ، و نه از آن طاغوت كفر و سلطهء جبّاران . ]
24 - نحاس :
ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « و نحاس » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « هو الدّخان الّذى لا لهب فيه » ( دودى كه با زبانه آتش همراه نيست ) ؛ و چون از او پرسيد : آيا عرب با چنين مفهومى آشناست ، به اين شعر شاعر « 20 » استشهاد كرد :
يضىء كضوء سراج السّلي - * ط لم يجعل اللّه فيه نحاسا يعنى : روشن مىكند به سان روشنى چراغ كه خداوند در آن دودى بدون زبانه آتش قرار نداده است .
[ اين كلمه در آيهء الرحمن / 35 آمده است :
« يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ »
.
يعنى : بر شما شعلهاى بىدود يا دودى بىشعله فرستاده شود و با آن مقابله نتوانيد كرد * پس كدامين نعمت پروردگارتان را تكذيب مىكنيد .
اين صيغه در قرآن كريم تنها يك بار آمده ، امّا از همين مادّه دو كلمه « نحس » و « نحسات » در آيات ذيل به كار رفته است :
قمر / 19 :
« إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ »
« ما در روزى نحس كه پايان نداشت بر آنان بادى سخت فرستاديم » ؛ فصلت / 16 :
« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ »
« پس در روزهايى نحس بر آنان بادى سخت فرستاديم » .
تفسير « نحاس » به « زبانهاى از آتش ، بدون دود » تفسيرى تقريبى است و در كنار آن ، از
هامش
( 20 ) اين بيت از نابغه جعدى و از شواهد كشاف ، ج 4 ، ص 65 ، « آيه الرحمن » است .