تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
آمده است :
« مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ »
« شتابان در حالى كه سرها را بالا گرفته‌اند مىروند و چشم بر هم نمىزنند » . از مادّه ( ع ر ر ) نيز كلمه « معرّة » در آيه فتح / 25 آمده است :
« فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ »
« و نادانسته از ناحيهء آنان گرفتار گناهى شويد » . تفسير « قانع » به آن كه بدانچه به او داده شده قانع مىشود ، شرح اين كلمه است بدانچه قناعت و بىنيازى به واسطه آن حاصل مىگردد ، در حالى كه ممكن است سياق آيه چنين بفهماند كه قانع كسى است كه اصلا از ديگران چيزى نمىطلبد . تفسير « معترّ » به كسى كه بر در هر خانه‌اى مىرود نيز تفسيرى تقريبى است و در كنار آن بايد به اين قيد نيز توجه داشت كه « اعترار » به معنى مطلق بر در خانه ديگران رفتن نيست ؛ زيرا ممكن است اين رفتن به منظور تهاجم به صاحب خانه و به هماورد طلبيدن و تهديد او صورت گيرد ، ممكن است براى مطالبهء حق انكار شده و يا طلبى صورت پذيرد و ممكن است نيز به طفيلى و ناخواسته وارد شدن بر كسى باشد ، در حالى كه « اعترار » تنها در مورد كسى گفته مىشود كه به اميد خيرى بر در خانه كسى مىرود ، و در آن نوعى احساس ترس و غربت نيز منظور شده است . در زبان عربى كسى را كه در ميان طايفه‌اى غريب باشد « عرير » مىنامند . در ماجراى حاطب بن ابى بلتعه زمانى كه مورد مواخذه قرار گرفت كه چرا نامه‌اى به مشركان مكّه نوشته و آنان را از آماده شدن رسول خدا - عليه الصّلاة و السّلام - براى نبرد با آنان مطلع ساخته ، آمده است كه گفت : « و لكنّى كنت رجلا عريرا من اهل مكّة » ( من در ميان مردمان مكه مردى غريب بودم ) . ابن اثير اين عبارت را چنين تفسير كرده كه « من غريب و عنصرى بيگانه در ميان آنان بودم و از متن اين مردم نبودم » . « 15 » شايد در دو واژهء « عرير » و « معترّ » همان مدلول اين مادّه كه شدت و گرفتارى و تنگناست منظور شده است . در اصل نيز « عرّ » به معنى « جرب » است و گفته مىشود : « عرّه بشىء » لطخه به ، يعنى آن را به چيزى آلود ؛ و « المعرّة » الأذى و الغرم و الخيانة و العار ، يعنى معرّه به معنى آزار ، خسارت ، خيانت و ننگ است . راغب اين كلمه را در آيهء مورد بحث به اصل دلالت مادّه بر گردانده ، مىگويد : « به مضرّه ( يا ضرر ) معرّه گفته شده است ، از باب تشبيه آن به « عرّ » كه همان جرب است » . در استشهاد به بيت زهير براى اثبات معنى « معترّ » اشكالى وجود دارد و آن اين كه در
هامش
( 15 ) تفصيل ماجراى حاطب و نامهء او به قريش را در السيرة النبويّة ابن هشام ، ج 4 ، ص 40 ببينيد .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 344 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري