كه كوتاهى و تقصيرى در كار باشد ، به كار گرفته مىشود .
در زبان عربى ، همچنين ، ميان دو مادهء « توانى » با مفهوم سستى و تأخير بىجهت ، و « اناة » ، با مفهوم حلم و درنگ ورزيدن مدبّرانه ، تفاوت گذاشته شده است .
در مورد بيت شعرى كه به عنوان گواه آورده شده ، اعتبار كردن معنى تقصير و سستى ورزيدن ، به مقصود شاعر در عبارت « ما و نيت » نزديكتر است تا تفسير اين كلمه به مطلق ضعف كه مىتواند از ناچارى و از بيمارى و يا ناتوانى نيز ناشى شده باشد . ]
19 - قانع و معترّ :
ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « القانع و المعترّ » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « القانع الذى يقنع بما أعطى و المعتر الّذى يعترض الأبواب » ( قانع آن كسى است كه با آنچه به او داده شده بىنياز مىگردد و معترّ كسى است كه بر در هر خانهاى مىرود ) . نافع از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ؟ وى پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى كه شاعر مىگويد : « 14 »
على مكثريهم حقّ من يعتريهم * و عند المقلّين السماحة و البذل ؟
يعنى : بر كسانى از آنان كه ثروت فراوان دارند حق كسانى است كه بر در خانههايشان مىروند و گشاده دستى و بخشش نزد كسانى است كه كمتر دارند .
[ اين دو كلمه در آيهء حج / 36 آمده است :
« وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ ، فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
. يعنى :
قربانى كردن شتر را براى شما از شعائر خداوند قرار داديم ، در آن شعاير خير شماست . پس نام خدا را بر آنها همچنان كه بر پاى ايستادهاند ذكر كنيد . پس چون پهلو بر خاك گذارند از آنها بخوريد و به قانع و معترّ نيز اطعام كنيد . چنين ما آنها را براى شما مسخّر گردانديم ، باشد كه شكر گزاريد .
اين دو كلمه ، به صيغه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
امّا از مادّه ( ق ن ع ) اسم فاعل به صورت جمع و از باب افعال در آيه ابراهيم / 43
هامش
( 14 ) بيت از زهير بن ابى سلمى است . ر ك : ديوان او ، مصر ، دار الثقافة ، 1964 م ، ص 114 .