در دو آيهاى كه گذشت نيز ، « خوار » - به صريح متن - در مورد صداى گوساله به كار رفته است .
اما واژهء « صيحه » در قرآن ، در مقام هجوم بردن بر دشمن ( سورهء منافقين ) ، ويرانى كامل ( هود ، حجر ، عنكبوت ) و صيحهء رستاخيز و قيامت ( ق ، يس ) آمده است .
با نظر به اين حقايق است كه مىگوييم چه بسيار ميان « صيحه » و « خوار » فاصله است . ]
18 - ونى :
نافع بن ازرق در مورد اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « و لا تنيا فى ذكرى » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « لا تضعفا عن امرى » ( در اجراى فرمانم سستى مورزيد ) ؛ و آنگاه گفتهء شاعر را گواه آورد :
انى وجدّك ما و نيت و لم أزل * أبغى الفكاك له بكلّ سبيل
يعنى : به بزرگيت سوگند ، من سست نشدم و پيوسته از هر راه ممكن در پى آزادى اويم .
[ اين كلمه در آيهء طه / 42 ، خطاب به موسى ، آمده است :
« اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي »
يعنى : تو و برادرت آيات مرا ببريد و در [ ابلاغ ] ذكر من سستى نورزيد .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن به كار گرفته شده است .
تفسير اين واژه به « ضعف » تفسيرى تقريبى است و در كنار آن ، از اين نكته غافل نمىمانيم كه ضعف نيز از واژههاى قرآنى است و از اين مادّه ، فعل ثلاثى مجرّد و مصدر آن ، همراه با صيغ « ضعف » ، « ضعفين » ، و « أضعاف » ، فعل مزيد چهار حرفى از باب « مضاعفه » و مصدر آن ، فعل مزيد شش حرفى از مصدر استضعاف ، و همچنين صيغههاى « ضعيف » ، « ضعاف » ، « ضعفاء » و « مستضعفون » آمده [ و بنابر اين در آيهء مورد بحث نيز مىتوانسته است - در فرض ترادف دو واژهء ضعف و توانى - كلماتى از اين مادّه آورده شود ] .
همين مسئله ما را به تفاوت مدلولى توجّه مىدهد كه ميان « ونى » و « ضعف » وجود دارد ؛ چه ، در واژهء نخست مفهوم كندى ورزيدن ، كوتاهى كردن ، و سستى در عزم و همّت وجود دارد ، در حالى كه واژهء ضعف ، در اكثر موارد ، در خلل در قدرت و توانايى و سلامتى ، بدون آن