تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
- « ضحاها » سه بار در آيات : نازعات / 29 و 46 ، و شمس / 1 . تفسير « لا تضحى » به اين كه « چنان گرمايى شديد نيست كه عرق كنى » تنها تفسيرى تقريبى است و در كنار آن ، از اين نكته غافل نمىمانيم كه اصل مدلول ضحى ، وقت خاصى از روز ، اندكى پس از بالا آمدن خورشيد است . به همين معناست كه اين كلمه در مورد آنچه در اين وقت از روز صورت گيرد يا انجام شود به كار مىرود ، و ديگر مشتقّات اين مادّه نيز بر پيرامون همين معنا دور مىزند ، و به همين معناست كه در مورد كسى كه آفتاب زده شده است مىگويند : « ضحا [ فلان ] » . احتمالا همين معنا نيز در تفسير آيهء طه مقبولتر و نزديكتر است تا عرق نكردن به سبب شدن گرما . راغب نيز در المفردات تفسيرى به همين نحو از كلمه ارائه مىدهد و مىگويد : يعنى آن كه در آنجا از سوزش حرارت خورشيد مصون مىمانى . در بيت شعر عمر كه به عنوان گواه آورده شده است نيز همين تفسير به ذهن نزديكتر مىنمايد . مبرد اين بيت را چنين تفسير كرده است : « يضحى » يعنى در معرض تابش خورشيد قرار مىگيرد و « يخصر » يعنى در دو سرما - سرماى شامگاهان و سرماى پس از آن سرد مىشود - و آنگاه آيهء طه را تلاوت كرد . ]

17 - خوار :

ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « له خوار » . ابن عباس در پاسخ گفت : « صياح » ( بانگ ، فرياد ) ؛ و آنگاه گفته شاعر را گواه آورد :
كأن بنى معاوية بن بكر * إلى الإسلام صائحة تخور
يعنى : گويا فرزندان معاوية بن بكر نعره حيوانى وحشى هستند كه بر سر اسلام زده مىشود . [ اين كلمه در دو آيه ذيل آمده است : طه / 88 :
« فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى »
. يعنى : براى آنان گوساله‌اى ظاهر كرد ، جسمى كه بانگى از آن بر مىخاست . پس گفتند : اين خداى شما و خداى موسى است . اعراف / 148 :
« وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ »
. يعنى : قوم موسى پس از او از زيور آلات خود گوساله‌اى پديد آوردند ، جسمى كه بانگى از آن