تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آنان بهره برديد مزدشان را به آنان دهيد كه اين واجب است » ؛ و همچنين : بقره / 236 ، و احزاب / 28 و 49 ؛ محمد / 12 :
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ »
« و كسانى كه كافر شدند بهره مىبرند و مىخورند ، چنان كه چهارپايان مىخورند » ؛ آل عمران / 14 :
« ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »
« اين بهرهء زندگى دنياست و خداوند است كه فرجام نيك نزد اوست » ؛ آل عمران / 185 :
« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ »
« و زندگى دنيا چيزى جز بهرهء فريب نيست » ؛ و همچنين : حديد / 35 . انبياء / 111 :
« وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ »
« نمىدانم ، شايد آن فتنه‌اى است براى شما و بهره‌اى تا زمانى مشخص » . روشن است كه در همهء اين آيات « متاع » به معنى مطلق بهره‌هاى زندگى اين جهانى است ، در حالى كه اثاث چنين معنايى ندارد و در بر دارندهء مفهومى خاص در دو آيه‌اى است كه در آن اين واژه تكرار شده است . تفسير « رئى » به اين كه سيراب شدن از نوشيدنى است نشان مىدهد كه گويا - بر مبناى اين تفسير - اين كلمه از « رىّ » گرفته شده ، و در حالى كه مادّهء اين كلمه « رىّ » نيست ، بلكه تفسير اين واژه به « مرئى » ( ظاهر هر چيز ) و مشتق دانستن آن از ماده « رأى » به حقيقت نزديكتر است . مدلول انفكاك ناپذير اين مادّه نيز « رؤيت با چشم » ، در مورد آنچه در حالت عادى ديده مىشود ، « رأى و نظر » در مورد آنچه به انديشه و عقل ديده مىشود ، و « رؤيا » براى آنچه در خواب ديده مىشود مىباشد ؛ و به همين نحو ، واژه « رئى » هم بر آنچه ديده مىشود دلالت مىكند ، خواه به نحو مشهود واقعى ، و خواه در قالب تخيّل و وهم ، چنان كه به جنّى كه تابع شاعر دانسته مىشده « رئى » مىگفته‌اند . من وجهى براى پذيرش و توجيه تفسير « رئى » به سيراب شدن از نوشيدنى ، در آيه « هم أحسن أثاثا و رئيا » نمىيابم ، بلكه اين كلمه در اين آيه همچنان « دلالت بر رؤيت » را كه در ساير استعمالات اين مادّه منظور شده است حفظ مىكند ، و نزديك به حقيقت آن است كه مقصود از « رئى » در آيه « منظره و تصوير ظاهر » شىء باشد كه به چشم ديده مىشود و يا بر اساس توهّم و گمان يا فريفتگى شخص به تخيّل او در مىآيد . در بيت شعرى كه به عنوان شاهد نيز آورده شده تفسير كردن « رئى » به « شراب » يعنى « من الشراب الكريم من الاثاث » و مقبول به نظر نمىرسد و پذيرفتنىتر آن است كه در اينجا