همچنين به نظر مىرسد در بيت شعرى نيز كه به عنوان شاهد آمده معنى مشقّت از اعتدال و استقامت نزديكتر است [ و بايد بيت شعر را چنين معنى كرد : « آنگاه كه ما و دشمنان در مشقت يك نبرد به رويارويى برخاستيم » . ]
7 - سنا :
نافع بن ازرق دربارهء اين فرمودهء خداوند - تعالى - پرسيد : « يكاد سنا برقة » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « السّنا ، الضوء » ( سنا به معنى روشنايى است ) ؛ و آنگاه به بيتى از شعر ابو سفيان بن حارث استشهاد كرد كه مىگويد :
يدعو الى الحقّ لا يبغى به بدلا * يجلو بضوء سناه داجى الظّلم
يعنى : به حق فرا مىخواند و چيزى به جاى آن نمىجويد و به پرتو روشنايى خويش ظلمتهاى تيره و تار را روشن مىسازد .
[ اين كلمه در آيه نور / 43 آمده است :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ ، وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ ، يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ »
. يعنى : آيا نديدى كه ابرهايى را به آهستگى مىراند ، سپس آنها را به هم مىپيوندد و آن را به صورت ابرى انبوه مىآورد و باران را مىبينى كه از لابلاى آنها بيرون مىآيد و از آسمان و از آن كوهها كه آنجاست تگرگى مىفرستد و هر كه را بخواهد با آن مىزند و آن را از هر كه بخواهد باز مىدارد نزديك است درخشش برقش ديدگان را كور سازد . ]
[ اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن به كار رفته است .
واژهء « ضوء » نيز از الفاظ قرآنى نيست ، هر چند از اين مادّه ، كلمهء « ضياء » در آيات :
يونس / 5 ، انبياء / 48 ، و قصص / 31 ؛ و همچنين فعل ثلاثى ، به صيغه ماضى « اضاء » در دو آيهء بقره
« فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ »
و
« كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ »
و به صيغه مضارع « يضيىء » در آيهء نور
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ »
آمده است .
تفسير « سنا » به « ضوء » ( روشنايى ) نزديك به معنى حقيقى است ، هر چند شاهدى كه از شعر ذكر شده ، چنين تفسيرى را تأييد نمىكند ، از اين نظر كه در آن شعر نمىتوان گفت « يجلو بضوء ضوئه داجى الظّلم » ؛ چه ، در اين صورت شيئى به خود اضافه شده است .