در همين معناست كه گفته مىشود : « حفد فلان فى الامر و احتفد » يعنى در كار شتاب كرد و در پرداختن بدان سرعت به خرج داد ، و « حفدت فلانا » ، يعنى خدمت او گزاردم و در فرمان بردن از او سرعت ورزيدم .
با همين تفسير است كه معنى « حفد » در اين دعا درك مىشود كه « اليك نسعى و نحفد » ، يعنى به سوى تو مىآييم و به درگاه تو مىشتابيم .
آنچه از سياق آيه ، در معنى اين كلمه به نظر مىرسد اين است كه « حفدة » فرزندان پسران هستند - و زمخشرى نيز در اساس البلاغة به همين نظريه گرويده است - و از آنجا كه اين فرزندان اعوان و ياران پدران خويش نيز محسوب مىشوند ، در زبان عربى اين مجاز دانسته شده كه مجازا كلمه « حفدة » براى دلالت بر اعوان و يارانى به كار برده شود كه به خدمتگزارى و طاعت مخدوم خويش مىشتابند ، هر چند از فرزندان فرزندان او نباشند . ]
9 - حنان :
نافع از معنى اين آيه پرسيد : « و حنانا من لدنّا » .
ابن عباس در پاسخ گفت : « رحمة من عندنا » ( يعنى رحمتى از جانب ما ) ؛ آنگاه به بيتى از طرفة بن عبد استشهاد كرد كه مىگويد :
ابا منذر افنيت فاستبق بعضنا * حنانيك بعض الشّرّ اهون من بعض
يعنى : اى ابو منذر ، همه را هلاك كردى و از بين بردى . به برخى از ما لطف كن و رحم نما ، كه برخى از بديها از برخى ديگر قابل تحملتر است .
[ اين كلمه در آيهء مريم / 13 آمده است :
« يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا * وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا »
.
يعنى : اى يحيى ، كتاب را با قدرت بگير ، و در كودكى او را حكم بداديم و رحمتى از جانب خود و نيز زكاتى ، و او پرهيزگار بود . ]
[ اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن به كار رفته است .
امّا در مقابل كلمه « رحمت » [ كه به عنوان معادل اين كلمه ذكر شده ] به صيغههاى متفاوت و به صورت متعدد در قرآن آمده است :
« الرّحمة » و « رحمة » ، 114 بار ؛ « المرحمة » يك بار در سوره بلد ؛