خداوند است . شايد كه آنان پند گيرند .
اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است .
امّا در مقابل كلمهء « مال » به صورتهاى مفرد و جمع ، و نكره و معرفه هشتاد و شش بار در قرآن به كار رفته ، و اين بدان اشعار دارد كه در آيهء اعراف ، ميان « ريش » و « مال » تفاوتى است .
صريح مدلول سياقى كلمهء « ريش » در مورد لباس ، به اصل دلالت اين كلمه نزديكتر است ، كه « ريش » ، به معنى پر در لباس مورد استفاده قرار مىگيرد و اين واژه به صورت استعارى و مجازى نيز ، براى دلالت بر زينت به كار مىرود .
شعرى كه به عنوان شاهد آورده شده نيز همين معنى مجازى را تأييد مىكند ؛ چه ، در اين شعر كلمه « ريش » صريحا در برابر « برى » به كار رفته ، و اصل معنى اين دو كلمه اين است كه گفته مىشود : « راش السّهم » ، يعنى پرى به انتهاى تير اضافه كرد و آن را به خوبى آراست و آماده ساخت ، و « به راه » يعنى آن را تراشيد و برهنه كرد . اين دو كلمه به معنى مجازى تقويت و تأييد و يارى ، و نقيض آن يعنى دست از يارى كشيدن و كمك خويش را دريغ داشتن نقل داده مىشوند . در اساس البلاغه بيتى از شعر عرب به عنوان شاهد بر اين استعمال مجازى آمده است كه عرب مىگويد : « رشت فلانا » ، يعنى جانب فلانى را تقويت كردم .
در اين كتاب ، همچنين دربارهء معنى مجازى مادّهء ريش آمده است :
« و جعل اللّه اللباس ريشا » يعنى خداوند لباس را مايهء زينت و جمال قرار داد : « قد أنزلنا عليكم لباسا يوارى سوآتكم و ريشا » ، مستعار است از پرى كه لباس و زينت پرنده است .
جرير مىگويد :
فريشى منكم و هواى معكم * و إن كانت زيارتكم لماما
يعنى : زينت من از شماست و دلم با شما ، هر چند ديرادير به زيارتتان نايل مىآيم . ]
6 - كبد :
نافع دربارهء اين سخن خداوند - تعالى - پرسيد :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ »
.
ابن عباس گفت : « فى اعتدال و استقامة » ( يعنى در اعتدال و استقامت او را آفريديم ) .
چون ابن ازرق از او پرسيد : آيا عرب با چنين تفسيرى آشناست ؟ ، وى پاسخ داد : آرى ، آيا نشنيدهاى كه لبيد بن ربيعه مىگويد :