غير اين دو آيه ، كلمهاى از اين ماده نيامده است .
تفسير وسيله به حاجت ، تنها مىتواند وسيلهاى براى نزديك كردن معنى آن به ذهن باشد ؛ چه ، در قرآن كريم كلمه « حاجة » سه بار و در هر سه بار نيز به صورت نكره به كار رفته است .
يوسف / 68 :
« إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ »
« مگر نيازى كه در دل يعقوب بود » .
غافر / 80 :
« وَ لِتَبْلُغُوا عَلَيْها حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ »
« تا بدان طريق به حاجتى دست يابيد كه در سينه داريد » .
حشر / 9 :
« وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا »
« به سبب آنچه بديشان داده شده ، در دل خويش نيازى نمىيابند » .
اين كه [ در اين آيات ] ، « حاجت » در دل يا در سينههاست ، بدان اشعار دارد كه حاجت امرى است كه متعلّق نوعى احساس روانى و درونى قرار مىگيرد و سبب اين احساس نيز رغبت در چيزى يا دلگير بودن از چيزى و يا احساس فقر و كمبود است ؛ اين در حالى است كه از سويى ديگر ، در دو آيهاى كه واژهء « وسيلة » به كار گرفته شده ، وسيله تنها به درگاه خداوند سبحان آورده مىشود و در مصاديقى چون تقوا ، خشيت از خدا ، و جهاد و دعا تحقق مىيابد .
بنابر اين ، « كلمهء حاجت » ، به رغم نزديك بودن به مفاد واژهء « وسيلة » معناى توسل به درگاه خداوند - تعالى - و تقرّب جستن به او ، و در صدد يافتن راهى به سوى او بدانچه او را خشنود مىسازد را ، كه در واژهء « وسيلة » نهفته است ادا نمىكند . ]
3 - شرعة و منهاج :
ابن ازرق درباره اين فرموده خداوند - تعالى - پرسيد : « شرعة و منهاجا » .
ابن عباس گفت : « الشرعة الدّين ، و المنهاج الطريق » ( شرعه ، دين ، و منهاج طريق و راه است ) ؛ و آنگاه به اين شعر ابو سفيان حارث بن عبد المطلب استشهاد كرد كه مىگويد :
لقد نطق المأمون بالصدق و الهدى * و بيّن للاسلام دينا و منهجا
يعنى : آن كه امينش دانند از صدق و هدايت سخن گفت و براى اسلام دينى و راهى تبيين كرد .
[ اين هر دو واژه در مائده / 48 آمده است ، آيهاى كه خطاب به پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - مىگويد :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ »