« مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ؛ لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ؛ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ »
. يعنى : ما كتاب را با پيام حق بر تو نازل كرديم ؛ اين ، كتابى را كه در برابرش هست تأييد مىكند و بر آن غلبه دارد . پس ميان آنان بدانچه خداوند نازل كرده است حكم كن و از پى خواستههاى آنان ، به جاى آن حقى كه به تو رسيده است ، مرو ؛ براى هر كدام از شما راه و روشى قرار دادهايم ؛ و اگر خداوند مىخواست ، همهء شما را پيروان يك دين قرار مىداد ، امّا اين بدان خاطر است كه در آنچه به شما داده بيازمايدتان ، پس به سوى نيكيها بشتابيد ، بازگشت همهء شما به سوى خداوند است و شما را از آنچه در آن اختلاف مىكرديد آگاه مىسازد .
صيغهء « شرعة » تنها در اين آيه آمده ، اما از همين مادّه ، فعل ثلاثى ماضى در دو آيهء شورى / 13 و 21 ، عبارت « شريعة من الأمر » در جاثيه / 18 و « شرّعا » در آيه اعراف / 163 آمده است . اما كلمهء « منهاج » هم از نظر صيغه و هم ماده تنها يك بار در قرآن به كار رفته است .
تفسير « شرعة » به دين تفسيرى نزديك به معنا مىباشد و البته تفاوتى دقيق نيز ميان اين دو وجود دارد ، از اين نظر كه واژهء « دين » ، در اصل ، بر طاعت و انقاد ، و « شرعة » بر راه روشن دلالت مىكند و واژهء اخير ، در اصل لغت ، در « شريعة الماء » ( راهى كه به سوى آب مىرود ) به كار مىرود كه نتيجه گذر از آن سيراب شدن و نجات يافتن است .
اما « منهاج » بر صرف طريق دلالت نمىكند ، بلكه به معنى راه هموار و مطمئن است .
پيش از اين ، در بحث مربوط به ترادف تفاوت ميان شرعة و منهاج را متذكر شدهايم . ]
4 - ينع :
ابن ازرق از اين فرموده خداوند - تعالى - پرسيد :
« إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ »
.
ابن عباس در پاسخ گفت : يعنى رسيدن و پخته شدن آن ؛ آنگاه به شعر شاعر استشهاد كرد كه مىگويد :
اذا ما مشت وسط النّساء تأوّدت * كما اهتز غصن ناعم النبت يانع
يعنى : زمانى كه ميان زنان راه مىرفت خود را ، به ناز ، به اين سوى و آن سوى خم كرد ؛ چونان كه شاخهاى نرم و رسيده بر درخت تكان خورد .