مربوط به آن » ، در حدود سه صفحه ، و « فضيلت شعر و نوشتن و تنزيه پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - از آن دو » گشوده و در نخستين فصل - كه در اينجا به ما مربوط مىشود - به روايتى اشاره مىكند كه بر اساس آن عمر بن خطاب - رضي اللّه عنه - دربارهء آيهء
« أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ »
( نحل / 47 ) پرسيد « و در پاسخ او همه سكوت كردند جز پيرمردى از هذيل كه گفت : در لهجه ما تخوّف به معنى تنقّص است . امير مؤمنان از او پرسيد : آيا عرب از چنين معنايى در اشعار خود آگاهى دارد ؟ او گفت : آرى ، شاعرمان ابو كبير هذلى در وصف ناقهء خود چنين مىگويد :
تخوّف الرحل منها تامكا فردا * كما تخوف عود النبعة السفن
يعنى : جهاز از آن شتر كه داراى كوهانى بلند و يگانه است ترسيد ، چنان كه كشتيها از چوبى بر آمده از دريا مىترسند .
در اين هنگام عمر - رضي اللّه عنه - گفت : اى مردم به ديوانتان تكيه كنيد تا گمراه نشويد .
گفتند : ديوان ما چيست ؟ گفت : شعر جاهليّت ، كه تفسير كتابتان در آن است » .
شارح در ادامهء اظهارات خود - به نقل از الاتقان سيوطى - چنين مىافزايد :
ابوبكر بن انبارى مىگويد : از صحابه و تابعان فراوان رسيده است كه بر « غريب القرآن » و « مشكل القرآن » ( لغات ناآشنا ، ناشناخته و دشوار قرآن ) به شعر استدلال كردهاند . امّا جماعتى ديگر كه ناآگاهند بر اين كار نحويان خرده گرفته و گفتهاند :
چگونه جايز است در مورد قرآن به شعر استدلال شود ، در حالى كه شعر در قرآن و در حديث مذمّت شده است ؟
اما حقيقت امر چنان نيست كه آنان گمان دارند ؛ چه آنان گمان مىكنند ما شعر را اصلى براى قرآن قرار دادهايم ، در حالى كه ما خواستهايم كلمات ناشناختهء قرآن را از طريق شعر روشن سازيم ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : « ما آن را قرآنى عربى قرار داديم » و مىفرمايد : « به زبان عربى صريح ؛ و ابن عباس نيز گفته است : شعر ديوان عرب است و هرگاه مفهوم كلمهاى از قرآن كه خداوند آن را به زبان عرب نازل كرده بر ما پنهان بماند ، به ديوان عرب مراجعه مىكنيم و شناخت آن كلمه را در اين ديوان مىجوييم .
همچنين ابن انبارى از طريق عكرمه از ابن عباس نقل كرده است كه گفت :
هرگاه از معنى كلمات ناشناخته قرآن از من مىپرسيد ، آن را در شعر بجوييد ، كه شعر ديوان عرب است .
ابو عبيده نيز در الفضايل خود از ابن عباس روايت كرده است كه دربارهء قرآن از