ابن عباس اظهار داشت : چنين نگفت ، بلكه گفت :
فيضحى و أما بالعشى فيخصر .
مبرد پس از شرح اين بيت و اظهار نظر دربارهء آن آيه قرآن را بر صحت عبارت شعر گواه مىآورد كه مىگويد :
« وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى »
« 3 » - 16 .
مبرد در مسائل پنج يا ششگانه كه برگزيده ، تنها توجّه خود را به شرح شواهد شعرى و اظهار نظر دربارهء آنها معطوف ساخته و سياق بحث وى در كتابش سياق امالى ادبى و لغوى را داراست نه ويژگى يك پژوهش و مطالعهء قرآنى .
به هر حال ، هر چند مقدارى كه مبرد از مسائل ابن ازرق نقل كرده ، اندك است ، اما همين ما را بسنده مىكند كه وى كلياتى را كه از اين ماجرا به نقل از روايت ابو عبيده و ديگران ، از طرقى چند رسيده ، موثق شمرده است .
تا همين گذشتهء نزديك ، مسائل ابن ازرق در گيرودار اختلاف بر سر ديدگاه اسلام دربارهء شعر ، در لابلاى كتب ادب پنهان بوده است .
در مراكش ، زمانى كه مسائل ابن ازرق را موضوع دروس خود در تفسير قرار دادم ، شنيدم كه همكارانم ، انديشمندان و اساتيد قرويين شعر اين شاعر خويش را بر زبان مىآورند كه :
« اگر نزد گذشتگان شعر فضيلتى نداشت بر ديوار كعبه آويخته نمىشد ؛ اگر در شعر تبيين آيهاى نبود مسائل ابن ازرق مورد تفسير قرار نمىگرفت » .
من نيز « منظومهء ابن ونان » را كه از افتخارات ادب مغرب اسلامى است ، از چاپ مغربى « 4 » آن به شرح سلاوى خواندم . در اين منظومه ، ابن ونان ، در فضيلت شعر چنين مىگويد :
به سرايش شعر اهتمام دار كه كمال مرد است ، چنانچه بدان نان نخورد . شعر لبهء تيز شمشير مجد و گردنبندى بر گردن علوّ و بزرگى است .
هامش
( 3 ) در اين فصل از الكامل به شرح مرصفى بر اين كتاب تحت عنوان رغبة الآمل من كتاب الكامل ، چاپ اول ، 1348 ه ق / 1929 م ، جلد هفتم مراجعه كردهام .
( 4 ) در نسخهء دار الحديث الحسينية ، در رباط ، به شماره 1659 . اين نسخه مشتمل بر دو جلد بزرگ به حجم 382 و 392 صفحه ، و عنوان آن چنين است : « زهر الافنان من حديقة ابن الونان از علامهء فقيه و اديب ابو العباس سيدى احمد بن خالد سلاوى بر منظومهء شيخ علامه اديب بليغ سيدى احمد بن محمد بن الونان » . مطلع شعر ابن ونان نيز اين بيت است :« مهلا على رسلك حادى الأينق * و لا تكلفها بمالم تطق ».