تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ما آنها را در متن اين كتاب ( نسخهء خطى الاتقان ) با علامت قرمز مشخص كرده‌ايم . او مىگويد : بشر بن انس براى ما نقل كرد ، محمد بن على بن حسن بن شقيق به ما اطّلاع داد ، ابو صالح هدبة بن مجاهد به ما اطّلاع داد ، مجاهد بن شجاع به ما اطّلاع داد ، محمد بن زياد يشكرى به نقل از ميمون بن مهران به ما اطّلاع داد و گفت : « نافع بن ازرق وارد مسجد الحرام شد . . . » - و آنگاه متن حديث را نقل كرده است . طبرانى نيز در المعجم الكبير بخشى از آن را از طريق جويبر از ضحاك بن مزاحم نقل كرده - كه در اين متن با حرف « ط » مشخص شده - است كه مىگويد : « نافع بن ازرق بيرون رفت . . . » - و آنگاه متن حديث را نقل كرده است . اين كه سيوطى اين مسائل را در ذيل عنوان « آنچه از معرفت به لغت براى مفسّر لازم است » مىآورد ، و اين كه در مقدمهء آن روايت ابن عباس را مىآورد كه معانى « غريب القرآن » را بايد در شعر جست كه ديوان عرب است - اين دو مسئله - ما را بدين نكته توجّه مىدهد كه اين مسائل [ در الاتقان ] از جنبهء ادبى و از اين زاويه محل اهتمام قرار گرفته كه دليل و گواهى است براى كسانى كه در ارزشمند بودن شعر و در برابر كسانى استدلال مىكنند كه شعر را در اسلام ناپسند دانسته و در تأييد اين مدّعا آيهء سورهء يس : « و ما نه شعر به او آموختيم و نه شعر شايسته اوست » و آيهء سورهء شعراء : « شاعران ، تنها گمراهان از پى ايشان مىروند » را آورده و در كنار اين دو آيه احاديثى نبوى نيز در مذمّت شعر و شاعران نقل كرده‌اند . بنابر اين ، هيچ جاى شگفتى نخواهد بود كه مشاهده كنيم مسائل ابن ازرق بيشتر مورد عنايت و اهتمام عالمان لغت و ادب قرار گرفته است تا صاحبان تفسير . شايد نخستين عالمان لغت و ادب كه - بنابر آنچه من مىدانم - به اين مسائل توجه كردند ، ابو عبيده ، پيشواى علوم زبان عربى در قرن دوّم هجرى ، و محمد بن يزيد مبرّد ، از پيشوايان اين علوم در قرن سوّم هجرى ، باشند . مبرّد كليات اين مسائل را در كتاب خود الكامل آورده و بدان تصريح كرده كه آن را از چندين طريق از ابو عبيده و ديگران شنيده است . مبرّد در بحث از خوارج ، پس از اشاره به ژرف انديشى و دقّت نظر و تأمّل نافع بن ازرق مىگويد : ابو عبيده معمر بن مثناى تيمى نسّابه - از تيم قريش و منسوب به پيوند ولاء ، و نه از تيم الرباب ؛ فردى كه از آگاهترين مردم به لغت و اخبار و انساب عرب بود - به نقل از اسامة بن زيد به نقل از عكرمة روايت مىكند كه گفت : عبد اللّه بن عباس را ديدم كه نافع بن ازرق نزد اوست و از او مىپرسد و همچنين از او مىخواهد به لغت