سورهء ليل نيز وجود دارد و اين صيغهها از غايت حسن و سير و تقوى و بالاترين حدّ عسر و سختى و شقاوت و تيره روزى كه از آن فراتر وجود ندارد حكايت مىكند .
صيغهء « اكرم » در آيات علق نيز چنين وضعى دارد :
« اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ »
.
در اين آيات نه به خاطر رعايت فاصله از « واژهء كريم » به « اكرم » عدول شده ، و نه چنان كه مفسّران تفسير كرده و وجوهى براى اكرم بودن خداوند تعالى آوردهاند ، « 22 » مقصود از آن تفاوت رتبه ميان « اكرم » و « كريم » است .
استقراى كامل در آياتى كه دو صيغه « افعل » و « فعلى » آمده از اين حكايت دارد كه دو صيغهء مزبور نيز رسيدن شىء متّصف به چنين وصفى به بالاترين حدّ ممكن ، آنجا كه هيچ حدّى وجود ندارد و يا هيچ مفاضله و تفاوت رتبهاى تصور نشود ، دلالت مىكند .
در استعمالات قرآنى ، تنها در مواردى مفهوم مفاضله و تفاوت در رتبه در كار است كه مفضول نيز به صورت مضاف اليه و يا مجرور به « من » ذكر شده باشد ، از قبيل :
« اكثر الناس » ، « اكثركم » ، « اكبر من اختها » ، « و الفتنة أشدّ من القتل » ، « لا اقل من ذلك و لا اكثر » در آياتى همانند « و اللّه خير الماكرين » ، وجه تفضيل و برترى آن است كه چنين آيهاى در سياق بحث از مكر مخلوقان مطرح شده است مكر قوم ثمود « نمل / 50 » ، مكر كافران بنى اسرائيل ( آل عمران / 54 ) . مكر كسانى از قريش كه كافر شدند ( انفال / 30 ) .
همچنين در فرمودهء « و هو خير الحاكمين » ( او بهترين حكم كنندگان است ) در آيات يونس / 109 ، اعراف 87 / ، و يوسف / 80 و همچنين در « احكم الحاكمين » ( حكم كنندهترين حكم كنندگان ) در آيات : هود / 45 و تين / 8 ؛ مقصود بيان اين حقيقت است كه گاه نيز مخلوقها مىتوانند حكم و داورى داشته باشند ، از قبيل آنچه در آيات ذيل بدان اشاره مىشود :
« و زمانى كه ميان مردم داورى مىكنيد ، به عدالت داورى كنيد » [ نساء / 58 ] ؛ « دو تن عادل از ميان شما بدان حكم كنند » [ مائده / 95 ] ؛ « و داوود و سليمان ، آنگاه كه درباره كشت و زرع داورى مىكنند » [ انبياء / 78 ] ؛ « پس ميان آنان به عدالت داورى كن » [ مائده / 143 ] ؛ « پس ميان مردم به حق داورى كن و از پى خواستههاى دل مرو » [ ص / 26 ] .
اما در آيهء
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
[ مؤمنون / 14 ] ، آنجا كه بدان نظر نشده كه ممكن است كار خلقت و آفريدن از جانب مردم نيز صورت گيرد - و راغب اصفهانى در
هامش
( 22 ) همان ، « سوره علق » .