از ديگر آياتى كه در آنها قائل به رعايت فاصله شدهاند اين آيات سورهء همزة است :
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ * إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ * فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ »
.
گفتهاند : « افئدة » در اينجا به معنى « قلوب » است و به منظور رعايت همگونى ميان رئوس آيات ، از كلمه قلوب عدول شده و اين كلمه آورده شده است .
اين در حالى است كه در يك احساس سرشار و خالص عربى ، اين دو واژه با يكديگر مترادف نيستند تا گفته شود براى رعايت فاصله ، يكى جايگزين ديگرى شده است ؛ بلكه واژهء « قلب » در دلالت عمومى خود بر يكى از اندامهاى بدن و بر آنجا كه جايگاه احساسها ، خواستهها و عقايد و وجدان است اطلاق مىشود .
امّا فؤاد داراى دلالتى خاص است و تنها در مفهوم معنوى و نه براى اطلاق بر عضوى از اعضاى بدن به كار مىرود . ما به عنوان مثال ، در علم طبّ با مفهومى چون جراحى قلب آشنا هستيم ، امّا هرگز در اين علم كسى جراحى فؤاد را به كار نمىبرد ، يا اين كه ما قلب را مىخوريم ، همان گونه كه جگر و كليه را ، اما فؤاد چيزى نيست كه خريد و فروش و يا خورده شود ؛ همچنين براى انسان و براى حيوانى كه ناطق نيست قلب وجود دارد در حالى كه فؤاد خاص انسان است و در غير انسان نيست .
كلمه فؤاد با همين خصوصيت معنايى در دلالت بر جنبه معنوى « دل » شانزده بار در قرآن كريم به صورت مفرد و يا جمع آمده است و در هيچكدام از اين موارد نمىتوان آن را به معنى عضو خاص بدن دانست .
امّا واژهء قلب ، هر چند در قرآن كريم غالبا در حوزهء مسائل معنوى چون اطمينان ، آرامش و سكينت ، رحمت ، همسويى و تألف ، خشوع ، بيم ، درك و فقه ، پاكى و همچنين همراه با مقولههايى چون ترديد ، تحوّل و تغيير ، ترس ، اشمئزاز ، قساوت ، تكبّر ، جبروت ، زيغ و گمراهى ، مرض ، اثم و گناه ، غفلت ، و عمى و كورى آمده ، ليكن در زبان عربى كه زبان قرآن است كلمهاى جز كلمهء قلب براى دلالت حقيقى بر عضو خاص بدن به كار نمىرود .
بنابر اين ، اين مطلب كه در آيهء سورهء همزة به جاى « قلوب » ، « افئدة » آورده شده ، علاوه بر اين كه نكتهء بلاغى خاصّ خود ، يعنى هماهنگى لفظى و موسيقى منسجم ، را در بردارد ، داراى مقتضاى معنوى و بيانى ويژهاى نيز هست و آن عبارت است از نفى احتمال مقصود بودن عضو خاصّ جسم كه در واژهء « قلوب » ، بنابر معنى متعارف آن نزد اعراب ، وجود دارد ، معناى متعارفى كه هنوز نيز كلمهء قلب را ، در علم پزشكى و تشريح و در اشاره به انواع گوشت ، براى دلالت بر آن ، يعنى عضو خاصّ بدن ، به كار مىبريم ، و هرگز از واژهء « فؤاد » براى