بناميم ، و همين نيز شيوهاى است كه اكثر مفسّران در پيش گرفتهاند .
پس از آن اختلافات گذشتگان كه به طرح آنها پرداختيم ، سزاوار خواهد بود براى از بين بردن هر اختلافى به تدّبر در « فواصل قرآنى » بپردازيم تا مشاهده كنيم آيا غرض از فواصل در آن برترين بلاغت ، تنها مراعات صورى شكوه و آراستگى لفظى است ، يا آن كه اين فواصل ناشى از مقتضياتى معنايى است و در كنار آن ، از انجام و همسويى آهنگ با اين فواصل و هماهنگى صوت با الفاظى كه از مفاهيم و معانى تبعيّت مىكند برخوردار است ، به نحوى كه توان همه سخنوران اهل بلاغت از رسيدن بدان كوتاه ماند ؟
در آغاز ، شواهدى از آن دسته از فواصلى را بر مىگزينم كه فراء و هم مسلكان او دربارهء آنها بدين توهّم و گمان نادرست گرفتار آمدهاند كه به خاطر مراعات همگونى لفظى ميان اواخر آيات ، ساختارى به جاى ساختار ديگر ، و يا لفظى به جاى لفظ ديگر كه همان معنا را مىرساند به كار گرفته شده است ؛ و در اين ميان در دفع چنين توهّم يا ايهامى احتياط نورزيده و از مقتضيات معنوى مراعات فواصل سخن نگفتهاند .
در ابتدا ، در اين عقيده با آنان مخالفت مىورزيم كه مىگويند وجود دو يا چند لفظ مترادف براى رساندن يك معنى ، در جايى كه تعدّد لفظ از اختلاف در لغت و لهجه يا اختلاف تلفظ ناشى نمىشود ، امرى ممكن است - چنان كه پيش از اين در بحث مترادف و راز نهفته در كلمات بتفصيل از اين مسئله سخن گفتيم .
سپس ، به عنوان مثال در اين فواصل تأمل مىكنيم :
« وَ الضُّحى * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى * ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى »
.
در مورد اين آيات ، فراء بر اين عقيده است كه حرف كاف خطاب ، به خاطر مراعات همگونى لفظى اواخر آيات ، از كلمات « قلى » ، « فآوى » « فهدى » و « فاغنى » حذف شده است .
فخر رازى نيز يكى از وجوه و علل حذف را « رعايت فاصله » دانسته است . « 19 »
نيشابورى هم در تفسير آيات ضحى « 20 » و نظاير آن همين عقيده را اظهار داشته است .
اين در حالى است كه اگر تنها نكتهء نهفته در حذف حرف كاف در اين آيات ، همين جنبهء لفظى و مراعات همگونى كلمات بود ، معنا نداشت كه در آيات بعد از رعايت اين فاصله خوددارى شده و چنين آورده شود :
« فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ * وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
.
هامش
( 19 ) رازى ، التفسير الكبير ، ج 8 ، « سوره ضحى » .
( 20 ) در حاشيهء تفسير طبرى ، چاپ مصر .