تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
سجع در قرآن اعتنايى نكرده است . از ديدگاه او ، سجع « از علوم بلاغت است و بر زبان سخنوران بسيار جارى مىگردد و نزد آنان كاربرد فراوان دارد . سجع در نثر مىآيد و در مقابل ترصيع قرار دارد كه خاص شعر و كلام موزون است . آن گونه كه علماى بلاغت مىگويند سجع به معنى اتفاق فواصل نثر ، در حرف آخر ، يا در وزن و يا در مجموع آن دو است » . « 17 » از اين كه وى براى هر دو نوع سجع آياتى از قرآن كريم را شاهد مىآورد به خوبى بر مىآيد كه وى بر مسلك كسانى است كه وجود سجع را در قرآن پذيرفته و ميان سجع و فاصله هيچ تفاوتى نگذاشته‌اند . وى در شرح انواع سجع مىگويد : اگر كلمهء پايان هر عبارت با كلمهء ديگر هم در وزن و هم در حرف روى متحد باشد ، « متوازى » ناميده مىشود ، از قبيل اين آيات :
« فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ »
[ غاشيه / 13 ، 14 ] . اگر دو كلمه تنها در آخرين حرف متفق باشند ولى وزن آنها يكى نباشد ، « مطرّف » ناميده مىشود ، همانند اين آيات :
« ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً * وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً »
[ نوح / 13 ، 14 ] . و اگر تنها در وزن اتفاق داشته باشند و نه در حرف روى ، « متوازن » ناميده مىشود ، همانند اين آيات :
« وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ »
[ غاشية / 15 و 16 ] . ابن حمزه به تفصيل دربارهء حكم سجع با توجّه به حديثى كه در كراهت سجع كاهنان نقل شده سخن رانده ، گويد : در اين باره دو مسلك وجود دارد : مسلك اوّل جواز و حسن سجع مىباشد و اين همان مسلك مورد قبول و مورد اعتماد علماى بيان و بلاغت است ، و دليل اين امر نيز آن است كه كتاب خداوند تعالى و سنّت نبوى و كلام امير مؤمنان آكنده از اين فن است . بنابر اين ، اگر اين امر ناپسند مىبود ، در اين قبيل كلام كه در فصاحت به والاترين حدّ رسيده است نمىآمد . به سبب فراوانى جريان اين فنّ بر زبان اهل فصاحت ، تقريبا هيچ سخنورى را نمىتوان يافت كه خطبه‌اى به ارتجال گويد و يا موعظه‌اى بر زبان آورد مگر اين كه بيشتر كلمات و عباراتش مبتنى بر سجع است ؛ و همين خود دليلى
هامش
( 17 ) يحيى بن حمزه علوى ، الطراز ، چاپ المقتطف ، 1332 ، و دار الكتب المصريه ، قاهره ، به تحقيق سيد بن على مرصفى ، باب سجع .