دلالت كند .
اين شرايط چهار گانهاى است كه لزوما مىبايست در هر سجع بليغ فراهم باشد . « 14 »
عالم بلاغى مصرى ، ابن ابى الاصبع ( فت 654 ه ق ) در كتاب بديع القرآن خود بر موضع واحدى در اين مسئله نيست .
وى در باب « همگونى فاصله با آنچه بقيّهء كلام بر آن دلالت مىكند » - و اين باب به عقيده او ابتكار قدامة بن جعفر است ، و آن را بعدها باب تمكين مىنامد - چنين مىگويد :
هيچيك از مقطعهاى كتاب عزيز از اين چهار قسم - يعنى چهار قسم همگونى فواصل يعنى تمكين ، تصدير ، توشيح و ايغال - بيرون نيست و به همين سبب نيز اين مقطعها « فاصله » ناميده مىشود ، نه قافيه و نه سجع ؛ زيرا قافيه به شعر و سجع به گفتارهايى كه در مسابقات ادبى ايراد مىشده اختصاص دارد و مأخوذ از « سجع الطائر » يا آواز پرنده است . « 15 »
خواننده در برخورد با اين عبارت چنين مىفهمد كه ابن ابى الاصبع در كنار كسانى كه سجع را در قرآن نفى كردهاند قرار گرفته است .
امّا ديرى نمىپايد كه وى در باب « تسجيع » سجع را يكى از فنون بديع قرآن مىداند و براى هر دو نوع آن - يعنى متماثل و متقارب - آيات نخستين سورهء ق و الرّحمن را گواه مىآورد . « 16 »
گويا ابن ابى الاصبع از اين ابا كرده كه صراحتا قائل به وجود سجع در قرآن شود ، اما از سويى ديگر زمانى كه به باب سجع رسيده نتوانسته است در كتابى كه دربارهء بديع قرآن است از ذكر نمونههاى شايسته سجع در فواصل قرآنى خوددارى ورزد .
يحيى بن حمزه علوى - م . 749 ه ق - نيز در باب « تسجيع » از كتاب الطراز المتضمن لاسرار البلاغة و علوم حقائق الاعجاز ميان سجع و فاصله تفاوت نگذاشته و به عقايد و اظهارات منكران
هامش
( 14 ) همان .
( 15 ) ابن ابى الاصبع ، بديع القرآن ، چاپ نهضة ، مصر ، 1957 م ، ص 89 و 101 .
( 16 ) همان .