ابن اثير نيز در المثل السائر دليلى براى مذموم شمردن مطلق سجع و توجيهى براى آن نيافته كه سجع به طور كامل از قرآن نفى شود ، در حالى كه تقريبا هيچيك از سورههاى قرآنى از سجع بليغ خالى نيست .
به عقيدهء او آنچه نامقبول مىباشد اين است كه كلامى مشتمل بر سجعى همانند سجع كاهنان باشد .
او در ابتداى كتاب خود المثل السائر در مبحث « صنايع لفظى » به طور مفصّل به اين مسئله پرداخته ، گويد :
بدان ، صنايع لفظى به هشت نوع تقسيم مىشود :
سجع ، كه مخصوص نثر است ؛ ترصيع ، كه مخصوص شعر است و در باب سجع قرار مىگيرد ؛ تجنيس ، كه هم در نظم و هم در نثر مىآيد ؛ موازنه ، كه خاص نثر است ؛ اختلاف صيغ الفاظ ، كه هم در نظم و هم در نثر مىآيد ؛ و تكرير حروف ، كه آن نيز در هر نوع مىآيد .
نوع اول ، يعنى سجع ، را چنين بايد تعريف كرد : اتفاق فواصل در نثر بر حرفى واحد .
برخى از اصحاب ما كه صاحبان اين صناعتند سجع را مذمّت كردهاند ، و من هيچ وجهى براى اين مذمّت نمىيابم مگر اين كه از آوردن سجع ناتوان بودهاند ؛ و گرنه چنانچه سجع مذموم مىبود در قرآن كريم نمىآمد . امّا مىدانيم كه سجع فراوانى در قرآن آمده تا آنجا كه گاه تمام آيات يك سوره ، از قبيل آنچه در الرحمن و قمر و سورههايى ديگر مىبينيم ، مسجّع آورده شده است و خلاصه آن كه هيچ سورهاى از سورههاى قرآن خالى از سجع نيست .
علاوه بر اين گفتارهاى فراوانى از پيامبر صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - رسيده كه بر اين اسلوب است .
بنابر اين اگر گفته شود : پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - در مقام مخالفت با سجع به برخى از اعراب فرموده است : « آيا سجعى به سان سجع جاهليّت ؟ » يا « به سان سجع كاهنان ؟ » و از ديگر سوى اگر سجع ناپسنديده نبود پيامبر صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - آن را مورد مخالفت قرار نمىداد ؛ پاسخ چنين اشكالى آن خواهد بود كه مىگوييم : اگر پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - سجع را به طور مطلق
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٢٨٠