مىشود كه واو از جاى اصلى خود كه اثناى سخن است بيرون آمده و همين امر جلب توجّه بيشترى را به دنبال مىآورد . « 2 »
شايد تنها علتى كه باعث شد مفسران سلف صالح بدين نكته بيانى راه نيابند آن بود كه عالمان بلاغت تا آن زمان ، به خروج خبر ، استفهام ، امر و نهى از معانى اوليّه خود در اصل لغت و افادهء مفاهيم بلاغى جديدى كه در كتب بلاغت آنها را مورد تصريح قرار دادهاند ، پى برده و آن را متذكر گشته ، امّا به اين كه قسم نيز از معناى اوليّه خود خارج مىشود اشارهاى نكرده بودند . همين سبب شد كه تأويلهايى مبتنى بر تكلّف براى آيات آغاز شده با حرف واو قسم صورت گيرد تا در نتيجه اين واو ، چنان كه بلاغيون خواسته بودند ، بر همان معناى اصلى لغوى خود بماند و مفهوم بلاغى تازهاى به خود نگيرد .
به خواست خداوند بر ما ايرادى نخواهد بود كه به جستجوى سرّى بلاغى پرداختيم كه اين گونه آيات ، در وراى معنى قريب و آشنايى كه براى آنها قائل شدهاند ، از آن حكايت مىكند .
سجع و مراعات فاصله
اكنون به تأمل در مسئله « فواصل قرآنى » مىپردازيم ، مسألهاى كه از ديرباز سلف را به خود مشغول داشته و دربارهء آن آراء و نظريّاتى گوناگون ارائه كردهاند :
تا جايى كه من مىدانم ميان آنان در اين مسئله اختلافى وجود ندارد كه « فاصلههاى قرآنى » داراى آهنگ و موسيقى منحصر به فرد و بلاغت والايى است . امّا همهء اختلاف موجود در اين مسئله در اين است كه آيا اين « فاصلهها » از قبيل همان چيزى است كه در فنون بديعى « سجع » ناميده مىشود ، يا چيزى غير از آن است .
از همان زمان كه عصر تأليف در مطالعات قرآنى و بلاغى آغاز شده مسئلهء فواصل مورد عنايت و توجّه خاصّى از سوى نخستين نسلهاى عالمان زبان عربى قرار گرفت ، هر چند در آن آغاز اين مسئله در مباحثى مستقل مطرح نشد ، بلكه در لابلاى نخستين تأليفات به عمل آمده در زمينه قرآن به صورت حاشيهاى مورد تذكّر واقع گرديد :
ابو عبيده كه از لغويان قرن دوّم هجرت است در جاى جاى كتاب خود مجاز القرآن ، و
هامش
( 2 ) براى اطلاع بيشتر از جزئيات مربوط به اين پديدار اسلوبى ، مراجعه كنيد به آنچه در التفسير البيانى ، ج 1 ، در تفسير سورههاى ضحى ، عاديات ، و نازعات بيان شده و نيز آنچه در همين كتاب ج 2 ، در تفسير سورههاى قلم ، عصر ، ليل و فجر اظهار شده است .