مىكند كه براى آنان آشنا بود ؛ و آن عبارت است از هجوم سوارانى در صبحگاه كه مردمان را كه هيچ احتمال نمىدهند غافلگير مىكند و تنها زمانى آنان به خود مىآيند كه خويش را در محاصره سوارانى مىيابند كه آنان را در ميان گرد و غبار برخاسته از سم اسبانشان در هر سو پراكنده ساختهاند .
اين ، خود مقدّمهاى است روشنگر براى تصوير بلاغيى ديگر ؛ و مقدّمهاى است هشدار دهنده به غيبى نامشهود و درك ناشده كه انسان با سپاسى نسبت به پروردگار خويش را به رستاخيزى غافلگير مىكند كه هيچ براى آن آماده نشده و براى آن توشه بر نگرفته است و اينجاست كه مردم را متحيّر و سرگردان مىبينى ، در حالى كه گروه گروه و پراكنده از همديگر ، به سان ملخهايى كه پخش شده باشند يا پروانههايى كه همه جا را گرفته باشند ، از قبر بر انگيخته شدهاند ، و اينجاست كه ناگاه هر چه در دل نهان داشتهاند پديدار گشته و هيچ انديشه و خيال پنهانى در اعماق دل نيز فروگذار نشده است :
« براستى كه انسان نسبت به پروردگار خويش ناسپاس است * آيا نمىداند آنگاه كه آنچه در درون قبرهاست برانگيخته شود * و آنچه در دلها پنهان است حاصل آيد * در آن روز پروردگارشان به ايشان آگاه است ؟ » .
در سوره عصر تأمل مىورزيم :
در اين سوره واو قسم در موضع اصلى خود - كه به عنوان يك پديدهء مربوط به اسلوب در قرآن كريم عموميّت دارد ، قرار گرفته و آن عبارت است از توجّه دادن مخاطب به ابتلاى انسان به زمانى كه او را تحت فشار قرار مىدهد و با تحميل سختى و رنج به او و را ذوب مىكند و خالص مىسازد .
اين نيز خود مقدّمهاى است روشنگر براى بيان آن كه فشارهاى گذر زمان عصاره وجود انسانى را بروز مىدهد ، طاقت و توان او را مىآزمايد و معدن وجود او را شكوفا مىكند و از خير يا شرّ او پرده بر مىدارد و در نتيجه خسران يا نجات حاصل مىآيد :
« سوگند به عصر * كه انسان در خسران است * مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل شايسته به جاى آوردند و همديگر را به حق سفارش كردند و به صبر توصيه نمودند » .
قدرتى كه در توجّه دادن مخاطب به حقايق مطروح در چنين اسلوبى وجود دارد از اين ناشى
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٢٦٩