شترى كه در سنش ترديد باشد ؛ و مىگويد : « كميت محلفة » ، براى اسبى كه رنگش ميان سياه و سرخ ناخالص باشد ؛ و مىگويد : « كميت غير محلفة » براى اسبى كه رنگش ميان سياه و سرخ خالص باشد . همچنين گفتهاند : « حضار و الوزن محلفان » ، دو ستارهء حضار و وزن كه قبل از سهيل طلوع مىكنند و با طلوع هر كدام انسان گمان مىكند كه اين همان سهيل است « محلف » - يعنى گول زننده و ترديدآور - هستند .
اكنون آيا مىتوان گفت هر جا در شعرى كلمهء حلف در موردى جز ترديد و شك به كار رفته از باب « ضرورت شعر » است ؟
ما والاترين بيان و بلاغت را كه در آيات متنى موثّق و استوار متجلّى است داور قرار مىدهيم و استقراى تام در اين بيان گواهى مىدهد كه دو واژهء « حلف » و « قسم » مرادف يكديگر نيستند .
مادّهء « ح ، ل ، ف ، » در سيزده مورد در قرآن به كار رفته كه همهء آنها ، بدون استثناء در مقام سوگند شكستن است .
در اغلب موارد نيز اين فعل به منافقين اسناد داده شده است ، از قبيل آنچه در آيات سورهء توبه كه پرده از چهرهء تزوير نفاق بر مىدارد مشاهده مىكنيم :
وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
- « و سوگند خواهند خورد كه اگر مىتوانستيم همراه شما روانهء جهاد مىشديم : آنان خود را به هلاكت مىافكنند و خداوند مىداند كه آنها واقعا دروغگويند » ( 42 ) .
وَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ ما هُمْ مِنْكُمْ
- « و به خداوند سوگند مىخورند كه حقيقتا از شمايند ، در حالى كه از شما نيستند » ( 56 ) .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ ، وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ
- « به خداوند سوگند مىخورند تا شما را خشنود كنند ، در حالى كه خدا و رسول او سزاوارترند كه خشنودش كنند ، اگر كه آنان ايمان داشتند » ( 62 ) .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
- « به خداوند سوگند خورند كه نگفتهاند ، در حالى كه يقينا كلمه كفر را بر زبان آورده و پس از مسلمانى كافر شدهاند » ( 74 ) .
يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
- « براى شما سوگند خورند تا از آنان خشنود شويد . پس اگر شما هم از آنان خشنود شويد ، اين خداوند است كه از مردمى كه فسق كردند خشنود نمىشود » ( 96 ) .