هود / 14 ، 60 ، 68 :
« وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
- « و گفته شود رحمت خداوند از مردمان ستمگر دور باد » ؛ و همچنين مؤمنون / 40 و 44 .
بعد در جنبههاى معنوى نيز به كار رفته است ، چنان كه در آيات ذيل شاهديم :
بقره / 176 ، حج / 52 ، و فصلت / 52 : « شقاق بعيد » - « در ستيزى بسى دورند » .
ابراهيم / 3 و 18 ، نساء / 6 ، 116 ، 136 و 167 ، حج / 12 ، شورى / 18 ، سبأ / 8 و ق / 27 : « ضلال بعيد » - « گمراهيى بس دور » .
[ بنابر اين مشاهده مىشود كه ] در همهء اين آيات كلمهء « بعد » در برابر « قرب » به كار رفته ، در حالى كه كلمه « نأى » تنها به معنى كناره گزيدن و روى برتافتن و در مقابل « اقبال » يا روى آوردن به كار مىرود .
حلف و قسم
در بسيارى از موارد اين دو واژه به معنى يكديگر دانسته مىشوند و بسيار كم در فرهنگها ميان اين دو تفاوت گذاشته مىشود .
گاه در شواهدى از شعر ، كلمهء « حلف » به معنى « أقسم » - « سوگند ياد كرد » به كار مىرود ، چنانچه در شعر نابغهء ذبيانى است :
« حلفت فلم اترك لنفسك ريبة » - « سوگند ياد كردم و برايت هيچ ترديدى نگذاشتم » .
همچنين در شعر اعشى است كه :
« حلفت له بالراقصات الى منى » - « براى او به شترانى كه تا منى مىدوند سوگند خوردم » .
و در گفته شاس بن عبده است :
« حلفت بما ضم الحجيج الى منى » - « بدانچه كاروان حاجيان تا منى با خود مىبرد سوگند خوردم » .
اما در آنچه در ذوق عربى پاك قابل توجه مىباشد اين است كه عرب مىگويد : « حلفة فاجر » - « سوگند بدكار » ، يا « حلوفة كاذبة » - « سوگندهاى دروغ » ، اما شنيده نشده است كه بگويد : « حلفة برّ » - « سوگند درستكار » ، يا « حلوفة صادقة » - « سوگندهاى راست » ، مگر آن كه چنين چيزى در بيت شعرى آمده باشد .
در زبان عربى است كه « احلف الغلام » يعنى پسر بچه دوران خردسالى خود را پشت سر نهاد و اينك در بلوغش ترديد است . همچنين عرب مىگويد : « ناقة محلفة السنام » ، براى