تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
- « مسلّما آنان سوگند ياد مىكنند كه ما جز نيكى نخواسته‌ايم ، و خداوند گواهى مىدهد كه آنان براستى دروغگويند » ( 107 ) . علاوه بر اين آيات در آيات ديگرى نيز درباره منافقين چنين آمده است : نساء / 61 - 63 :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً
- « و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا و رسولش نازل كرده‌اند فرا آييد ، مىبينى كه منافقان كاملا از تو روى بر مىتابند . پس چگونه است كه چون مصيبتى ، به سبب آنچه كرده‌اند ، به آنان رسد و سپس نزد تو آيند به خداوند سوگند خورند كه جز نيكى كردن و آشتى دادن نخواسته‌ايم . اينانند كه خداوند از آنچه در دلهاشان مىگذرد آگاه است . پس از آنان اعراض كن . اندرزشان ده ، و دربارهء آنان بدانان سخنى رسا بگوى » . مجادله / 14 :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
- « آيا نديدى كسانى را كه طايفه‌اى را به دوستى گرفتند كه خداوند بر آنان غضب كرده و نه از شمايند و نه از ايشانند ؛ به دروغ سوگند ياد مىكنند در حالى كه خود نيز مىدانند » . مجادله / 18 :
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ
- « روزى كه خداوند همه آنان را بر مىانگيزد ، همان گونه كه براى شما سوگند ياد مىكنند براى او نيز سوگند مىخورند و گمان مىكنند از حقيقت بهره‌اى دارند . هان بدانيد كه آنان همان دروغگويانند » . قلم / 10 :
وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
- « از هر فرومايه‌اى كه بسيار سوگند خورد پيروى مكن ؛ عيبجويى كه براى سخن چينى اينجا و آنجا مىرود [ و ] بازدارنده از خير و متجاوز و گناهكار است » . فعل « حلف » تنها يك بار در قرآن كريم به ضميرى اسناد داده شده كه به ايمان آوردگان بر مىگردد و در همين جا نيز به سبب سوگندى كه با واژهء حلف از آن ياد شده كفاره بر آنان مقرر گرديده است : مائده / 89 :
ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ
- « اين كفّارهء قسمهاى شماست ، آنگاه كه سوگند [ دروغ ] ياد كرديد » .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 235 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري