به همين نحو استعمال واژه « آنس » نيز در مورد رؤيت يك دشمن يا شعلههاى آتش يك آتش سوزى و يا شنيدن غرّش رعد و نعره حيوانى وحشى صحيح نيست .
نأى و بعد
اكثر لغويان و مفسّران اين دو كلمه را به معنى يكديگر مىآورند ، بىآن كه به تفاوت موجود ميان آنها اشاره كنند ، در حالى كه منكران ترادف ميان اين دو تفاوتهايى گذاشتهاند .
ما با بررسى تمامى موارد استعمال اين دو واژه در قرآن كريم به اين نتيجه مىرسيم كه اين دو كلمه مرادف يكديگر نيستند :
واژهء « نأى » تنها به معنى روى برتافتن ، كناره جستن و چهره برگرداندن به كار مىرود و صريح سياق - آيات قرآنى گواه اين مطلب است :
اسراء / 83 :
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ
- « و چون به انسان نعمتى دهيم روى برتابد و كناره جويد » ؛ و همچنين فصلت / 51 .
انعام / 26 :
حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
- « چون نزد تو آيند تا با تو مجادله كنند ، كسانى كه كافر شدهاند گويند : اين جز افسانههاى پيشينيان نيست ؛ و آنان مردم را از آن باز مىدارند و خود نيز از آن كناره مىجويند و جز خويش را به هلاكت نمىافكنند » .
امّا واژهء « بعد » در قرآن كريم ، با صيغههاى مختلف و به صورت حقيقى و مجازى براى دلالت بر بعد زمانى يا مكانى ، و بعد مادّى و معنوى آمده است ، و صريح آيات بر اين گواهى مىدهد :
توبه / 42 :
لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ
- « اگر متاعى در دسترس و سفرى نه چندان دراز بود از پى تو مىآمدند . اما اكنون راه براى آنان دور است » .
زخرف / 38 :
حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ
- « تا آنگاه كه نزد ما آيد گويد : كاش دورى من و تو دورى مشرق و مغرب بود و تو چه بد همراهى بودى » .
فرقان / 12 :
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً
- « چون از راه دور آنان را بنگرد ، خشمى و خروشى از آن بشنوند » .