را احساس كردم شايد براى شما پارهاى از آن آتش بياورم يا در كنار آن راهنمايانى بيابم » .
نمل / 7 :
« إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ »
- « زمانى كه موسى به خانوادهاش گفت : من آتشى را احساس كردم ، به زودى خبرى از آن برايتان مىآورم يا پارهاى از آتش برايتان مىآورم تا خود را گرم كنيد » .
قصص / 29 :
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
- « زمانى كه موسى آن مدّت را به پايان رساند و با خانوادهاش روانه شد از سمت طور آتشى احساس كرد ؛ به خانوادهاش گفت : درنگ كنيد ، من آتشى احساس كردم شايد از آن برايتان خبرى يا پارهاى از آتش بياورم تا خود را گرم كنيد » .
پنجمين مورد نيز در آيهء سوره نساء است كه مىگويد :
وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
- « يتيمان را بيازماييد تا چون به سنّ زناشويى رسند ، اگر در اين زمان در آنان رشدى احساس كرديد اموالشان را به خودشان واگذاريد » ( نساء / 6 ) .
در اين آيه مراد از « ايناس » صرف ديدن مظاهر رشد مادّى و حسّى كه در سن بلوغ ظاهر مىگردد نيست ، بلكه مقصود از « ايناس » احساس اطمينان بخشى است مبنى بر اين كه آنان واقعا به سنّ رشد رسيدهاند و اين احساس از طريق آزمودن و سنجش اعمال و كردار آنان فراهم مىگردد .
در قرآن كريم از همين ماده ( ا ، ن ، س ) صيغهء فعل مضارع از باب استفعال ( استيناس ) آمده است ، آنجا كه مىگويد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
- « اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانههايى كه خانهء شما نيست وارد نشويد مگر پس از آن كه آشنايى دهيد و بر اهل آن خانه سلام كنيد » ( نور / 27 ) .
مراد از « استيناس » در اين آيه صرف اجازه خواستن نيست ، چنان كه مفسّرانى به توهّم افتاده و آن را بدين معنا دانستهاند ، بلكه مراد از آن آشنايى دادن با اهل خانه قبل از ورود بدان است .
ذوق عربى صحيح اين را روا نمىداند كه گفته شود : « استأنس الشرطى ، او جايى الضرائب او الدين » - « پليس يا مأمور ماليات يا طلبكار آشنايى داد » ، بلكه در چنين مواردى از واژهء استيذان استفاده مىشود كه آشنايى دادن و ايجاد حسّ آشنايى در آن نهفته نيست .