تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
را به گونه‌اى كه از صريح سياق و ظاهر آيه بيرون است تفسير كرده‌اند تا فاصلهء فراوان ميان ايمان و آنچه قبل از آن ذكر شده و ، به عبارت ديگر ، تراخى در رتبه و نه تراخى در ترتيب را برساند . گفته‌اند ، « ثم » در اينجا بدان منظور آمده است كه ايمان را [ از نظر رتبه ] از بنده آزاد كردن و اطعام مسكين و يتيم نمودن دور سازد تا ايمان با اينها در يك رتبه قرار نداشته باشد . متن اظهارات زمخشرى در كشاف چنين است : ثمّ ، آمده است تا تراخى و فاصله داشتن ايمان از عشق و صدقه را از نظر فضيلت و رتبه برساند و نه از نظر ترتيب زمانى آنها ؛ زيرا ايمان بر هر چيز ديگر تقدّم دارد و هيچ عمل صالحى مگر به واسطهء آن صورت نمىپذيرد . ابو حيّان نيز نظريه‌اى همانند اين اختيار كرده و آن را توضيح بيشترى داده است . او مىگويد : « ثم » براى تراخى ايمان در فضيلت و رتبه است ، و نه براى تراخى در زمان ؛ زيرا لزوما مىبايست ايمان قبل از آن اعمال نيك [ - عشق و صدقه ] قرار داشته باشد ؛ چه ، ايمان شرط صحّت وقوع اين اعمال نيك از سوى اهل طاعت است . يا اين كه معنى آيه چنين است : « سپس » او از كسانى باشد كه در عاقبت امر بر ايمان مىميرند ، چه حفظ ايمان تا لحظهء مرگ و مؤمن مردن شرط بهره‌مند شدن از طاعات است . احتمال ديگر نيز آن است كه در اينجا تنها مفاد « ثم » تراخى در ذكر باشد ، گويا كه گفته شده است : « سپس » يادآور شو كه او از كسانى است كه ايمان آوردند . . . « 47 » ما دور از همهء اين تأويل و تفسيرها حرف « ثم » را به همان معناى صريح و ظاهر خود در سياق آيه مىگيريم و از آن چنين مىفهميم كه قرآن ، زمانى كه مراحل گذر انسان از گذرگاه سختى را تصوير مىكند كه هر انسان بالغى بايد براى رسيدن به كمال از آن بگذرد ، آزاد كردن برده و محبّت ورزيدن و توصيه به محبّت را به عنوان دو گام معرفى مىكند كه مقدّم بر ايمان و لازمهء آن است ، و بدين ترتيب بيان مىدارد كه نمىتوان ايمان را از كسى انتظار داشت كه از
هامش
( 47 ) البحر المحيط ، ج 8 ، سوره بلد .