سوره سبأ مردم در اين مخيّر دانسته شدهاند كه دو دو براى خدا قيام كنند و يا يك يك برخيزند ؛ و اگر در همين آيه « مثنى او فرادى » گفته شده بود مردم ملزم نبودند كه يا همه به صورت فرادى و يا همه به صورت دو به دو قيام كنند و اين امكان و اجازه وجود نداشت كه در برخى از حالتها دو به دو و در برخى از شرايط به صورت فرادى براى خدا قيام كنند .
با آشنا شدن بيشتر با مفهوم اين گونه اعداد در دو آيه گذشته در مىيابيم كه اگر در آيهء سورهء نساء « أو » به جاى « واو » بگذاريم نه تنها سياق آيه به هم خواهد خورد ، بلكه اساسا معنى آن نيز صحيح نخواهد بود ؛ زيرا مقتضاى تعبير با حرف « أو » در اينجا آن است كه مردم مخيّر باشند مبناى دو همسرى ، سه همسرى و يا چهار همسرى را براى خود انتخاب كنند ، به گونهاى كه هر كس مبناى - مثلا - دو همسرى را انتخاب كند برايش جايز نخواهد بود كه با سه يا چهار همسر ازدواج نمايد ، در صورتى كه حكم مستفاد از آيه در مسئلهء اباحهء تعدّد زوجات و انتخاب دو ، سه يا چهار همسر و عدم تجاوز از اين تعداد ، چنين چيزى نيست .
اسرار زبان عربى را درنيافتهاند كسانى كه ميان دو دو ، سه سه و چهار چهار ، و دو و سه و چهار كه برابر نه است تفاوت نمىگذارند ؛ چه اعداد را تنها زمانى مىتوان با يكديگر جمع زد كه به صورت عدد اصلى آمده باشند و هرگز به جاى اين اعداد اصلى قيودى چون دو دو ، سه سه ، و چهار چهار نمىتوان قرار داد .
همچنين به اسرار اين زبان راه نيافتهاند كسانى كه ميان « مثنى و ثلاث و رباع » كه مفادش اباحهء تعدّد زوجات و داشتن دو يا سه يا چهار همسر ، بنا به شرايط و احوال اشخاص است ، با « مثنى او ثلاث او رباع » تفاوت نگذاشتهاند كه مفادش تخييرى محدود است كه بر اساس آن هر شخص مىبايست يا مبناى دو همسرى ، يا سه همسرى و يا چهار همسرى را [ براى هميشهء خود ] انتخاب كند .
گمان مىكنم اين نمونهها كه گذشت براى روشن ساختن اسرار نهفته در حرف بسنده كند ، حرفى كه نه غيرش مىتواند جايگزينش شود و نه در معنا از آن نيابت كند .
تأمّلى كه در گفتار آينده درباره « اسلوب و راز چگونگى تعبير » در سرّ حرف در سياق قرآنى خود پيش خواهد آمد ، ما را در همين جا از تتبع بيشتر پيرامون اسرار حرف در قرآن بىنياز مىسازد .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٢١٧