ابن هشام نيز درباره اين نظريّهء نحويان كه « برخى از حروف از برخى ديگر نيابت مىكنند » چنين اظهار نظر كرده است :
اين كه مىگويند : « برخى از برخى نيابت مىكنند » تنها در صورتى صحيح خواهد بود كه قيد « گاه » را نيز به ابتداى آن درآوريم ؛ و گرنه استدل بر اين گفته از سوى آنان ناممكن خواهد بود ؛ چرا كه در اين صورت در هر جايى كه مدّعى نيابت [ حرفى از حرف ديگر شوند ] گفته خواهد شد : نمىپذيريم كه اين مورد از مواردى باشد كه در آن نيابتى واقع شده است و [ علاوه بر اين ] اگر گفتهء آنان صحيح باشد اين نيز روا خواهد بود كه گفته شود : « مررت فى زيد » ، « دخلت من عمرو » و « كتبت الى القلم » . « 43 »
افزون بر اين نحويان بصره و پيروان اين مكتب نسبت به مواردى كه در آنها ادّعاى نيابت شده مدّعيند كه حرف بر معنى اصلى خود باقى است .
بنابر عقيده گروه اخير ، اگر بناست تجوّزى هم در كلام باشد ، بگذاريد اين تجوّز در فعل باشد ؛ زيرا مجاز در فعل آسانتر از مجاز در حرف است .
اينك اين اختلاف را بر قرآن كريم و بلاغت والاى آن عرضه مىداريم ، و اين بيان متعالى آن را نمىپذيرد كه حرفى را به معنى حرف ديگرى تفسير كنيم كه مىتواند از آن نيابت كند .
از اين جمله است كه دربارهء آيه توبه
« فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ »
- « آنان در ترديدى كه دارند غوطهورند » ( 45 ) . گفتهاند : در اين آيه حرف « فى » مىتواند به معنى حرف « من » و « لام » تفسير شود و در اين صورت تقدير « فهم فى ريبهم » يا « فهم لريبهم ، يترددون » است .
اين در حالى است كه به عقيدهء ما در متن قرآن حرفى نمىتواند در جاى حرف ديگر قرار گيرد و مقصود از اين آيه تعليلى نيست كه از حرف لام استفاده مىشود . « 44 » بلكه محور اصلى سخن در اينجا همان فرو رفتن و در غلتيدن خاص است كه در مفهوم ظرفى « فى » - « در » مراعات شده است .
هامش
( 43 ) صورت صحيح اين جملات به ترتيب عبارت است از : « مررت بزيد » ، با زيد برخورد كردم ، « دخلت على عمرو » ، بر عمرو وارد شدم ، و « كتبت بالقلم » ، با قلم نوشتم . - م .
( 44 ) در اين صورت كه حرف « فى » به معنى « لام » دانسته شود ، معنى آيه چنين خواهد بود ؛ « آنان به سبب شكّى كه دارند گرفتار ترديدند » ، و بدين ترتيب « فى ريبهم » علت ترديد را بيان خواهد كرد . - م .