مىكنيم . « 40 » اينك ما متن قرآن را داور قرار مىدهيم و مىبينيم كه تفسير كردن آيه به نفى استيذان در ترك جهاد و خوددارى ورزيدن از مشاركت در جنگ در راه خدا چيزى است كه عظمت مقام و محك عقل از آن ابا دارد ؛ و مىبايست از آيه همان مفهومى برداشت شود كه صريح لفظ آن است ، يعنى نفى استئذان از سوى مؤمنان براى جهاد كردن ، و نه براى در خانه نشستن و از جهاد خوددارى ورزيدن ؛ چه ، شايسته يك مؤمن آن نيست كه براى اداى فريضه جهاد اجازه خاص بخواهد ، چنان كه براى گزاردن نماز ، دادن زكات ، و به جاى آوردن روزه و حجّ اجازه نمىگيرد .
آيهء توبه در جريان مقدّمات غزوهء تبوك نازل شده و در چنين شرايطى و در حالى كه پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - اصحاب خود را براى شركت در جهاد در راه خدا با مال و جان خود بسيج كرده ، هيچ جايى براى اجازه خواستن از آن حضرت به منظور شركت در نبرد وجود ندارد ، بلكه در اين گونه شرايط و اوضاع اجازه خواستن بيش از هر چيز نشانى از ترديد و درنگ است . بنابراين ، اين اهل ترديدند كه به سبب شك و حيرت خود در اين باره كه در جهاد شركت بكنند يا نكنند از پيامبر مصطفى براى همراهى با او در جنگ اجازه مىخواهند ؛ ورنه اگر آنان حقيقتا تصميم شركت در نبرد داشتند به آماده شدن براى آن مىشتافتند ، بىآن كه هيچ ترديد و درنگى ورزند و يا در انتظار اجازهء پيامبر در اين خصوص باشند .
اين مفهومى است كه از ظاهر صريح آيه ، كه در آن استيذان ، استيذان مؤمنان براى شركت در جهاد دانسته شده [ و همين استيذان نفى شده ] است ، به دست مىآيد و همين برداشت است كه سياق آيات بعد نيز آن را تأييد مىكند :
« تنها كسانى از تو اجازه مىخواهند كه به خدا و روز واپسين ايمان ندارند و دلهايشان به ترديد گرفتار آمده و در اين ترديد و دودلى غوطهورند اگر آنان تصميم روانه شدن را مىداشتند ، مطمئنا توشهاى بدان منظور فراهم مىآوردند . امّا خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت و آنان را زمينگير ساخت و گفته شد با نشستگان بنشينيد » ( 45 - 46 ) .
آيهء 83 همين سوره نيز در كنار اين آيه مؤيّد همان برداشت است . اين آيه درباره همان منافقانى كه دلهايشان به ترديد گرفتار آمده و در اين ترديد و دودلى غوطهورند نازل شده و مىگويد :
« اگر خداوند تو را به ميان طايفهاى ديگر از اين گروه بازگرداند و براى شركت در
هامش
( 40 ) كشاف ، ج 2 ، ص 154 .