تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
« قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ »
- « گفتند : امروز ما را طاقت رويارويى با جالوت و سپاهيانش نيست » ( 249 ) .
« رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ »
- « پروردگارا آنچه را طاقت آن نداريم بر ما تكليف مكن » ( 286 ) . از اين دو آيه به فهم آيهء سوم
« وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ »
نزديك مىشويم و درمىيابيم كه در مسئلهء روزه و تحمّل آن براى انسان ، زمانى كه اين كار از حدّ طاقت و توانايى شخص فراتر رود و به حوزهء « ما لا يطاق » - « آنچه هيچ توانى نسبت بدان نيست » وارد شود ، تكليف ساقط مىگردد ، زيرا از نظر شرع تكليف به « ما لا يطاق » وجود ندارد ، و خداوند - سبحانه و تعالى - هيچكس را جز بدان مقدار كه گنجايش دارد مكلّف نمىسازد . بنابر اين حكم لزوم فديه در آيهء مورد بحث نه دربارهء كسانى است كه توانايى روزه دارند ؛ زيرا در حالت استطاعت تكليف پا برجاست ، و نه دربارهء كسانى است كه توانايى روزه ندارند ؛ زيرا تكليف از هر كس كه توانايى ندارد ساقط مىشود . بنابر اين حكم فديه ، تنها تسهيلى است براى كسانى كه « يطيقونه » ، يعنى كسانى كه روزه توان آنان را مىگيرد و تحمّل آنها را به كرانه مىرساند و در وضعيّتى نيستند كه بتوانند قضايى نيز براى روزه به جاى آورند . ما در اينجا عقيدهء كسانى را مىپذيريم كه در تفسير آيه گفته‌اند : بر بيمارى كه به بهبوديش اميد نيست و بر پير كهنسال در هم شكسته قضاى روزه واجب نيست ، زيرا چنين كسى رو به وضعيتى نمىرود كه در آن امكان قضاى روزه برايش وجود داشته باشد . همچنين اين سخن زمخشرى را مىپذيريم كه مىگويد : « يطيقونه » ، يعنى به تكلّف و با رنج و مشقت بسيار آن را انجام مىدهند ؛ و آنان پيرمردان و پيرزنانند و حكم آنها نيز روزه خوردن و فديه دادن است و بنابر اين تفسير ، آيه منسوخ نخواهد بود . روشن است كه چنين حكمى به هدف تسهيل بر كسانى كه نمىتوانند روزهاى ديگرى از سال را به عنوان قضا روزه بگيرند وضع شده است . بنابر اين فرض ، آيه بر همان نصّ صريح خود مىماند كه « و بر كسانى كه روزه طاقتشان به سر آورد فديه‌اى و آن طعام مسكين است » ، بىآن كه به تفسير آن بر تقدير « حذف لاى نافيه‌اى كه مراد نيز هست » نيازى باشد .